تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
كشته مىشد . تنور جنگ پيرامون شتر عايشه به شدت زبانه مىكشيد ، و افراد قبيلهء بنى ضبه ، افسار داران شتر او به سرعت و يكى پس از ديگرى به خاك و خون در مىغلطيدند و جمعى بسيار از آنها كشته شد ، تا اين كه على و يارانش صف دفاع و مقاومت ايشان را در هم شكستند ، و به جاى آنان خود در كنار شتر عايشه قرار گرفتند . در اين حال امام به يكى از افراد قبيلهء نخع به نام بجير گفت : اى بجير شتر را در ياب . بجير با شدت شمشيرى بر تهى گاه شتر زد كه بر اثر آن شتر به پهلو در آمد ، و سينه بر زمين كوبيد ، و چنان نعره اى سر داد كه به آن شدت تا آن موقع شنيده نشده بود . چون شتر عايشه فرو افتاد و كشته شد ، هوادارانش از پيرامون آن چون سيل ملخ كه در معرض طوفان قرار گرفته باشد پراكنده شده روى به گريز نهادند ، و به يك باره آتش جنگ فرو نشست . امام بانگ زد ، طناب هاى هودج را ببريد . ياران على به سرعت طناب هايى را كه هودج را بر پشت شتر محكم كرده بود از هم گسيختند ، و هودج را كه عايشه در آن قرار داشت بر روى دست بلند كردند و بر زمين نهادند .

عفو عمومى امام

چون كارزار پايان يافت سخن گوى على به دستور امام بانگ زد : به زخمى ها آسيبى نرسانيد . فراريان را دنبال نكنيد و آنان را مجروح نسازيد . از سپاه دشمن هر كس كه اسلحه بر زمين گذارد ، در امان است . آن كس كه در خانهء خود قرار مىگيرد ، و در به روى خود ببندد در امان است و سپس همه را امان داد و به اين ترتيب عفو عمومى صادر ، و همگى از حمايت او برخوردار شدند . طبرى روايت مىكند : طبق دستور على ، محمد فرزند ابو بكر برادر عايشه ، عايشه را با هودجش به گوشه اى برد و برايش خيمه اى مخصوص بر پا داشت . سپس على ( ع ) به پشت خيمه آمد و ضمن سخنانى بسيار به عايشه گفت : مردم را وادار ساختى تا عليه من قيام كنند ، و آنان را بر انگيختى ، و به جان يك ديگر انداختى ، تا يك ديگر را به خاك و خون كشند .