تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
در حق عثمان مرتكب شد و چه ستم ها كه به او كرد . اما طلحه ، همين طلحه ، عثمان هنوز زنده بود كه پرچم مخالفت و طغيان را عليه او برافراشت ، و پرچمش بر بيت المال در اهتزاز بود ، و بر خزانهء عمومى ملت بر خلاف حق و عدالت دست تسلط دراز كرد . در حالى كه عثمان هنوز حياط داشت و خليفه بود . با اين سوابق كه اين دو تن در طول خلافت عثمان داشته اند و ( اين همه خيانت ها و جنايت ها كه بر او روا داشته اند ، و سرانجام به خاك و خونش كشيده اند ) ايشان را نمىرسد كه پدر مرا به كشتن عثمان متهم نمايند ، و زبان به بد گويى او بگشايند . اگر ما بخواهيم آن چه را كه لازم است دربارهء آنان بر زبان خواهيم آورد . اما اين كه مىگويند ، على ( ع ) قدرت را به زور به دست آورده و بر مردم حكومت مىكند ، بزرگ ترين دليلى كه فرزند زبير در مقابل اين ادعا ارائه مىدهد اين است كه مىگويد پدرش به دست ، با على بيعت كرده است نه با قلبش . با اين سخن او اقرار و اعتراف بر بيعت مىكند و سپس بهانه تراشى مىنمايد ، اگر راست مىگويد در اين مورد دليل و برهانى بياورد ، ولى هرگز نمىتواند . و اما شگفت فرزند زبير از روى آوردن كوفيان بر بصريان بسى بى مورد است . زيرا چه تعجبى دارد اگر هواداران حق و حقيقت بر پيروان تباهى و گمراهى بتازد ؟ اما ياران و يارى دهندگان عثمان : ما با آنها سر جنگ و نبرد نداريم ، بلكه نبرد ما عليه آشوب گران و اخلال گرانى چون آن بانوى شتر سوار ، و ياران و پيروان او مىباشند ، نه انصار عثمان . « 1 »
هامش
( 1 ) . على مدارا مىكرد تا شايد وضعى پيش آيد و جنگى صورت نگيرد و خون بى گناهى ريخته نشود و از اين بيشتر در صفوف مسلمين شكاف نيفتد . پيغام مىداد ، نامه مىفرستاد ، صبر و شكيبايى مىكرد نصيحت و ارشاد مىفرمود ، حقايق را باز گو مىنمود تا مگر از اين ده گذر آتش فتنه و آشوبى را كه هواداران جمل و سردمداران آن بر افروخته بودند به سر پنجهء تدبير خاموش سازد . شايد او بيهوده مىكوشيد تا مگر سوابق درخشان و تابناك ، و فداكارى هاى صدر اسلام اصحابى چون طلحه و زبير را از دست خوش حوادث و اتفاقات ناگوار محفوظ دارد . چه ديدهء آنها را رياست دنيا ، -