تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
و به وى چنين پيغام فرستاد : خداوند تو را فرمان داده كه در خانهء خود بمانى ، و به هيچ روى از آن خارج نشوى ، و تو خود اين را كاملًا مىدانى . مسأله اين جا است كه عده اى تو را بر انگيختند ، و از نقاط ضعفت به سود خود ، و زيان تو به سادگى استفاده كرده اند ، و وا داشتند تا از خانه ات ، خانهء رسول خدا پاى بيرون گذاردى ، و با اين پيمان كه با آنها بستى ، و هم گامى و هم فكرى كه با آنان نمودى ، مردم را به ورطهء بلا و نابودى كشانيدى و آتش اختلاف و تفرقه را بين صفوف مسلمين دامن زدى . اكنون با اين همه تو را اين بهتر كه به خانهء خود باز گردى ، و به هيچ روى گرد دشمنى و جنگ برادر كشى نگردى . چنآن چه اين راهنمايى ، تو را قبول نيفتد و به خانهء خود باز نگردى ، و اين آتش فتنه كه تو خود بر افروخته اى خاموش نسازى ، بى شك جنگى خونين به دنبال خواهد داشت كه گروهى عظيم از انسان ها را به كام خود خواهد كشيد ، و و بال آن بى هيچ ترديدى به گردن آتش افروزان جنگ خواهد افتاد . پس اى عايشه ! از خداى بترس و از اين راه كه در پيش گرفته اى پوزش بخواه كه خداوند پوزش بندگانش را پذيرا است ، و بخشايندهء خطاهاى آنان . و مبادا علاقه اى كه به فرزند زبير و خويشاوندى كه با طلحه دارى تو را به ورطه اى كشاند كه سر انجامش دوزخ و آتش جهنم باشد . فرستادگان امام ، به خدمت عايشه رسيدند و رسالت بگذاشتند . او در پاسخ امام تنها گفت : من چيزى در پاسخ فرزند ابو طالب نمىگويم ، چه در سخنورى و قدرت استدلال به پاى او نمىرسم . و در روايت ديگر آمده است كه طلحه با صداى بلند ياران خود را مخاطب ساخته گفت : به پيكار اين مردم برخيزيد ، كه شما را نيروى برابرى با استدلال هاى فرزند ابوطالب نيست . عبد الله فرزند زبير نيز در آن روز خطبه اى ايراد كرد و در ضمن آن گفت :