تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
امام اقدام ننمود ، آن حضرت فرزندش حسن ، و عمار ياسر را به كوفه فرستاد ، و ابو موسى را از حكومت كوفه عزل فرمود . حسن ابن على ، و عمار ياسر به كوفه وارد شدند . و در مسجد به سخنرانى و ارشاد پرداختند . و در نتيجه سخنرانى هاى آن دو بود كه مردم كوفه آمادگى خود را براى شركت در نبرد بصريان اعلام داشتند و در نتيجه ، از كوفه در حدود دوازده هزار مرد جنگى به على ( ع ) پيوست . و نيز طبرى در مورد نامه ها و گفت و شنودهايى كه ظرف اين مدت بين دو طرف در جريان بوده چيزى ننوشته ولى قسمتى از آنها را ابن قتيبه و ابن اعثم ، سيد رضى در كتاب هاى خود آورده اند . از آن جمله نامهء زير است كه امام براى طلحه و زبير نگاشته و برايشان ارسال داشته است : پس از حمد و ستايش خدا و درود بر پيامبرش ، شما دو تن خوب مىدانيد ، و بدل اقرار داريد اگر چه بر زبان نمىآوريد و اعتراف نمىكنيد كه ، من به دنبال مردم نفرستادم و از آنها نخواستم تا با من بيعت كنند ، بلكه آنها بودند كه مرا وادار به قبول حكومت و بيعت خود كردند ، و از پاى ننشستند تا با من به خلافت بيعت به عمل آوردند . شما دو نفر نيز به همراه همان ها بوديد . بارها به دنبالم آمديد و از من خواستيد تا حكومت را بپذيرم ، و آرام نگرفتيد تا آن وقت كه به خلافت با من بيعت كرديد . از طرفى مردم كه به خلافت من گردن نهادند و بيعت با من را پذيرا شدند ، نه به سوداى مالى كه فرا چنگ آرند در اين راه قدم گذارده اند ، و نه بر اثر اعمال قدرت و زور و يا خشونت و تهديدى با من بيعت كرده اند . با اين همه اگر شما دو تن نيز بنا به منل و خواسته ، و اختيار خود با من پيمان بسته