تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
از طبرى گرفته و در تاريخ هاى خود ثبت كرده اند . چه ابن كثير در آغاز سخن مىگويد : سيف بن عمر چنين گفته . . . : و در پايان آن مىنويسد : اين مختصرى است از آن چه ابو جعفر طبرى . . . . ابن خلدون نيز در پايان داستان جمل خود نوشته است : اين خلاصه اى است از جنگ جمل بنا بر روايت ابو جعفر طبرى . . . . مورخين ديگر نيز افسانهء سيف را از طبرى اقتباس كرده اند از آن جمله مير خواند است كه در روضة الصفا مطالب طبرى را در جنگ جمل آورده است . ارزيابى موارد مردود و نادرست اين مطالب را شرح و تفضيلى وافى لازم است كه اين جا را مقام آن نيست ، و ما قسمت مهمى از آن را در بخش عايشه در دوران دامادهاى پيامبر خدا ، در كتاب نقش عايشه در تاريخ اسلام ، به دست داده ايم ، و در اين جا تنها به قسمتى از آن به طور اختصار مىپردازيم تا روشن شود كه سيف ان عمر ، اين افسانه پرداز قرن دوم هجرى چگونه حقايق را تحريف كرده ، و چه سان اسلام و تاريخ آن را به بازى گرفته ، اهداف پليد و نا پاك خود ، و زندقه و مانويت خويش را در لباس دوستى در كوبيدن اسان اسلام تعقيب كرده است . و نيز در خلال آنها دريافته شود كه چگونه و چرا شخصيتى به اصطلاح جهانى ، و تاريخ نويسى به نام چون امام المورخين ابو جعفر جرير طبرى آلت دست چنان دروغ گويى شياد و افسانه پرداز قرار گرفته است .

داستان جنگ جمل به روايت غير سيف

طبرى در مورد بسيج كوفيان براى شركت در جنگ جمل روايت مىكند : امير المؤمنين على ( ع ) ، هاشم بن عتبه را به همراه نامه اى به كوفه نزد ابو موسى اشعرى ك از زمان خلافت عثمان حكومت آن سامان را به دست داشت اعزام فرمود ، و طى آن نامه به ابو موسى فرمان داد تا از كوفيان قواى كمكى براى جنگ در بصره به خدمتش اعزام دارد . ولى چون ابو موسى از دستور امام سر پيچى كرد ، و در مورد اعزام كوفيان به يارى
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 228 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا