بررسى سند روايت
در سند احاديث سيف ، در موضوع باز گشت قعقاع از شام به عراق ، و شركت در نبردهاى فتوح دوم عراق ، به راويانى چون ابو عثمان يزيد ، و زياد بن سرجس ، و محمد و غصن برخورد مىكنيم كه در پيش دانستيم همهء آنها مخلوق خيالات شخص سيف عمر بوده ، وجود خارجى نداشته اند .
و نيز عمرو بن ريان را راوى اين احاديث معرفى مىكند كه نامش در پنج حديث سيف در تاريخ طبرى آمده است . اين راوى را چنين تعريف كرده اند : شخصى است كه سيف بن عمر از او روايت كرده است ، و مردى است كه شناخته نشده است و ديگر هيچ .
همچنين راويانى كه سيف از آنها تنها به يك حديث بسنده كرده است چون حميد بن ابى شجار ، و فرزند محراق از مردى از قبيلهء طى ! و جخدب جرعب از عصمه الوائلى ! كه نام اين راويان را جز نزد سيف ، در هيچ كتاب و فهرست و طبقاتى نيافتيم . و حتى نتوانستيم بفهميم كه سيف ، فرزند محراق ، و يا آن مرد از قبيلهء طى را در خيال خود چه نام نهاده است !
به نظر مىرسد كه سيف بن عمر با نقل چنين افسانه هايى و چنين راويانى مردم را به مسخره گرفته با آنها شوخى كرده است و هرگز در مقام آن نبوده كه سخنى به جد گفته باشد به خصوص وقتى كه راويان سخنش را فرزند محراق ، از مردى از قبيلهء طى ، و امثال اين ها معرفى مىنمايد . آيا چه چيزى جز زندقه اش او را واميدارد تا چنين افسانه هايى را به هم ببافد و به دنبالش اين اسم هاى عجيب و غريب را سر هم كند و سند سخنانش قرار دهد . ؟ !
اين روايت تا كجا رفته و نتيجه بحث
سيف بن عمر تنها كسى است كه براى نبرد قادسيه سه روز را به نام اسم مىبرد ،