تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
داده است . چهارم - خلق سه روز تاريخى به نام هاى ارماث ، و اغواث ، و عماس و وقايع هيجان انگيز آنها . پنجم - اشعار و حماسه هايى كه زينت بخش ميراث ادب كهن گرديده است . ششم - و بالاخره معجزهء سخن گفتن اطلال است بكير ، به ويژه آنان كه آن اسب با زبان عربى فصيح سخن گفته ، و به سورهء بقرهء قرآن نيز سوگند خورده است !

حوادث بعد از جنگ

طبرى از قول سيف روايت مىكند كه پس از شكست ايرانيان و فرار آنها ، سى و چند واحد از سپاه دشمن با فرماندهانشان ، ننگ فرار را بر خود نپسنديدند و بر جاى خود باقى ماندند . سى و چند تن از سران سپاه اسلام نيز مقابل آنها قرار گرفتند و جنگ از نو آغاز گرديد . در اين رويارويى قعقاع قهرمان شكست ناپذير تميم هماورد خود قارن سردار دلير ايرانى را از پاى در آورد ، ساير واحدهاى پارسى نيز يا كشته شدند و يا روى به گريز نهادند ، و سعد وقاص فرمانده كل قواى اسلام دستور تعقيب فراريان را صادر فرمود . و قعقاع بن عمرو را به اين كار مأمور ساخت . و نيز دوايت مىكند كه جرير بن عبد الله بجلى در آن روز چنين سروده : « من جريرم و كنيه ام ابو عمرو است ، خداوند - در جنگ - يارى فرمود در حالى كه سعد در قصر خود بود . » اين سخنان از جرير به گوش سعد رسيد و سعد در پاسخ حرير گفت : « من هيچ انتظارى از جنگ جويان قبيلهء بجيله ندارم و پاداش آنها را از خداوند ، روز جزا اميد دارم . اسب هاى ايشان با اسب هايى رو به رو شدند و سواران در زد و خورد افتادند . اگر گروه قعقاع بو عمرو ، و حمال - دو قهرمان تميمى - نبودند ، بجيليان شكست مىخوردند . چه ايشان بودند كه با نيزه و شمشير خود كه پوست دشمنان را از هم مىدريدند ، از گروه شما به دفاع برخاستند اگر دفاع آن دو قهرمان