قعقاع به همراهى خالد در عراق آورده ، و حموى در كتاب جغرافياى خويش اماكنى را كه سيف از آنها نام برده ، آورده است آن وقت از طبرى ، ابن اثير و ابن كثير و ابن خلدون و ديگر تاريخ نويسان تمام اين مطالب را كه ما آورده ايم گرفته و در كتاب هاى تاريخ خود ثبت كرده اند . چه به طورى كه گفتيم آنها در مورد تاريخ صحابه تنها به طبرى مراحعه كرده و از او گرفته اند و طبرى نيز سند تاريخ معتبرش محتواى كتاب هاى فتوح و جمل سيف بن عمر تميمى است ! و ما اين مطلب را بسى روشن تر در منشأ افسانهء سبائيان در كتاب خود به نام عبد الله بن سبأ ثابت كرده ايم .
اما سخنان غير سيف
بلاذرى در كتاب معتبر خود فتوح البلدان فتوح خالد را در عراق به تفصيل شرح داده و در آن جا هيچ نامى از قاعقاع و صدها هزار كشته ، و آن همه جنگ هاى متعدد و شهرهاى گشوده شده چون نبردهاى الثنى و الولجه و حصيد و غيره نرفته است .
طبرى نيز جنگ هاى خالد را از طريق غير سيف ، يعنى از طريق ابن اسحق تقريباً مانند بلاذرى آورده و در آن هم از قعقاع و آن همه مطالب اثرى نيست .
دينورى هم قسمت هايى از نبردهاى خالد را در عراق در كتاب خود به نام اخبار الطوال ثبت كرده و در آن هم قعقاع و آن همه افسانه ها وجود ندارد . بلكه آن چه گفته شده است تنها نزد سيف بن عمر يافت مىشود و او منشأ همهء اين افسانه سازى ها و دروغ پردازى ها است . ( 4 )
خالد در مسير شام
سيف در كيفيت سفر خالد به شام مىگويد : خالد به جانب سوى كه دهكده اى در سماؤه عراق است عزيمت كرد و از آن جا به مصيخ بهراء واقع در قصوانى حمله برد و مصيخ يكى از آبادى ها است . اهالى نمر به مىگسارى مشغول بودند و ساقى آنها به خواندن اين بيت مشغول : ايا ساقى ، مىصبح گاهيم ده پيش از آن كه سپاه ابو بكر