قسمت دوم اشعار قبل را بيان مىكند .
عبد المؤمن در شرح بر يرموك و مصيخ ، در كتاب خود به نام مراصد الاطلاع به نوشتهء حموى استناد كرده است .
سنجش روايت سيف با ديگران
آن چه در اين مورد از فتوح خالد آورديم نوشته هاى سيف بن عمر است . اما در نوشته ديگران اولًا به هيچ روى نامى از مصيخ بهراء برده نشده است . ثانياً در مورد فتح بصرى همهء مورخين بر اين متفق اند كه سپاهيان اسلام پيش از اين كه خالد به آن جا برسد ، به سر كردگى ابو عبيده جراح ، و يزيد فرزند ابو سفيان و شرحبيل فرزند حسنه آن جا فرود آمده بودند كه خالد و سپاهيان او رسيدند و به آنها پيوستند بنا بر اين فتح بصرى تنها وسيلهء خالد و سپاهيان عراقى او صورت نگرفته است . ( 5 )
بررسى سند
سيف حديث خود را در مورد حركت خالد از عراق به سوى شام از طريق راويانى چون محمد مهلب كه از مخلوق هاى ذهن او هستند روايت مىكند . همچنين از طريق عبيد الله فرزند محفز بن ثعلبه كه يكى از افراد قبيلهء بكر بن وائل برايش روايت كرده است . اما عبيد خودش از آن دسته راويانى است كه شناخته نشده و مخلوق ذهن سيف است ، و سيف از او 6 حديث در تاريخ طبرى روايت كرده است . ولى آن فرد قبيلهء بكر بن وائل كيست تا به دنبالش در فهرست روات حديث بگرديم ؟
نتيجهء سنجش و بررسى
ابن عساكر يك حديث سيف را از اول تا به آخر آن در ترجمهء قعقاع نقل مىكند و به خصوص تأكيد مىكند كه اين حديث سيف است .
طبرى حديث سيف را در مورد گزارش سفر خالد به شام روايت مىكند و