قعقاع در مسير خالد به شام
وفيهم صحابة و رواة مختلقون
در سند اين داستان صحابيان و راويان افسانه اى بسيار به چشم مىخورد ! !
( مؤلف )
داستان اعزام خالد به شام
مورخين نوشته اند كه چون عمروعاص كثرت سپاه دشمن را در شام مشاهده كرد نامه اى به ابو بكر نوشت و موضوع را به او گزارش داد و از او كمك خواست . ابو بكر با مسلمانانى كه گرداگردش بودند به مشورت پرداخت و در آن ميان عمر بن خطاب چنين گفت : اى جانشين رسول خدا ! به خالد بنويس تا با سپاهيان به شام عزيمت كنند و به عمروعاص يارى دهد : ابو بكر چنين كرد و نامه اى به خالد نوشت . چون نامهء ابو بكر به خالد رسيد گفت : اين كار عمر است ، از حسادتى كه با من دارد نخواست تمامى عراق به دست من گشوده شود . خاست تا من كمك عمرو و ياران او و از جملهء آنان باشم . اگر فتحى دست داد ما هم در آن شريك هستيم . يا زير دست يكى از آنها تا اگر پيروزى حاصل شود به نام او تمام شده باشد نه من . ( 1 )