تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
اين اشعار را سروده ، يا چنين نموده كه قعقاع بدون شركت در آن جنگ آن را وصف كرده است ، كه اين به نظر ما بعيد مىآيد به هر حال آنها كه نبرد بزاخه را به دست داده اند نامى از قعقاع نبرده اند . به جز آن چه كه آورديم ، هيچ كجا نامى از قعقاع در نبردهاى رده نديديم . اما در غير رده غالباً كتاب هاى مشهور تاريخى كه از سيف بن عمر مطلب گرفته اند ، دربارهء قعقاع و قهرمانى هايش در فتوح بسيار سخن گفته اند . نخستين بخش اين تعريفات از آن چه كه سيف به دست داده است ، نبردهاى مسلمانان در عراق مىباشد كه اينك به شرح آن مىپردازيم :

قعقاع در جنگ عراق

طبرى از قول سيف ضمن حوادث سال دوازده هجرى جنين روايت مىكند : ( 1 ) چون خالد بن وليد از نبرد يمامه باز گشت ، ابو بكر او را فرمان داد تا با سپاه خود به عراق عزيمت كند و در ضمن دستور داد تا به افراد سپاه خود اطلاع دهد كه هر كس مايل باشد مىتواند در اين اردو كشى شركت نكرده به خانهء خود باز گردد . چون اين موافقت خليفه به افراد سپاهى اعلام شد ، سپاه خالد متلاشى شد و جز اندكى ، بقيه افراد به خانه هاى خود باز گشتند تا جايى كه خالد ناگزير شد از ابو بكر قواى كمكى بخواهد . ابو بكر نيز قعقاع بن عمرو را به عنوان كمك به اردوگاه خالد فرستاد . اشخاصى كه ناظر بر اين اوضاع بودند به ابو بكر خرده گرفتند كه خالد افراد سپاهش همه متفرق شده اند و او از تو قواى كمكى خواسته است و تو تنها يك نفر را به يارى او مىفرستى ؟ ! ابو بكر به اعتراض آنها چنين پاسخ مىدهد : « سپاهى كه در آن چنين مردى وجود داشته باشد هرگز شكست نخواهد خورد . » « 1 »
هامش
( 1 ) . ملاحظه مىفرماييد كه اين نقال افسانه پرداز چه مقدمهء زيبايى براى اين نتيجه مىآورد و چه خوب به هدف مىزند تا بالاخره ذهن طرف را آماده كند كه اين مرد تنها يك انسان نيست ، در صفاى روح چون فرشته است و چون صحابى و منتخب ابو بكر است در شجاعت روئين تن است ، رستم دستان نوچهء او است ، در سياست و كاردانى پس از خليفه در مقام دوم است نظير ندارد ووو . ( سردار نيا )