شرح حال علقمه آن را از طبرى نقل مىكنند ، و ابن اثير به طور خلاصه با اشاره به طبرى آن را در كتاب كامل خود نقل مىنمايد .
مقايسهء روايت سيف با روايت ديگران
اين داستان را به اين شكل سيف بن عمر نقل كرده در صورتى كه حقيقت امر چيز ديگر است .
مدائنى مىنويسد : ابو بكر خالد بن وليد را مأمور كار علقمه كرد . علقمه از چنگ خالد گريخت و به خدمت ابو بكر رسيد و اسلام آورد . ابو بكر او را بخشيد و امان داد . ( 2 )
با توجه به داستان فوق ، سيف آمده است و كار خالد بن وليد را در عهدهء قعقاع ابن عمرو تميمى مىگذارد ، تا اين افتخار از آن او و قبيلهء تميم باشد ، آن وقت طبرى داستان ساختگى سيف را مىگيرد و در تاريخ خود ثبت مىكند ، و ديگران همان دروغ را از طبرى نقل مىكند .
نتيجهء مقايسه : داستان علقمه حقيقت دارد . و همهء آن زاييدهء خيالات سيف نيست . بلكه موضوع اين است كه سيف بن عمر ، عمل خالد بن وليد را به قعقاع بن عمرو تميمى نسبت داده است .
بررسى سند
در سند اين داستان نام راويانى چون سهل بن يوسف سلمى ، و عبد الله بن سعيد ثابت انصارى آمده است ، كه از سهل 37 روايت و از عبد الله 16 روايت ، سيف در تاريخ طبرى روايت كرده است . چون ما نام اين دو راوى را در فهرست راويان وكتب طبقات و غيره نيافتيم ، مجاز خواهيم بود تا اين دو تن راوى را نيز جز آفريده هاى سيف از طبقهء راويان به حساب آوريم .