قعقاع در دوران ابو بكر
لا يهزم جيش فيهم مثل هذا
سپاهى كه چنان گردى - در آن باشد هرگز روى شكست نخواهد ديد .
( سخن ابو بكر ، بنا به گفتهء سيف ! )
قعقاع در جنگ هاى ارتداد
طبرى در حوادث سال يازده هجرى در بحث ارتداد قبيلهء هوزن چنين روايت مىكند كه :
« چون علقمه فرزند علاثهء كلبى مرتد شد ، ابو بكر قعقاع فرزند عمرو را مأموريت داد تا بر او بتازد ، يا او را بكشد و يا در بند نمايد . قعقاع چون در اجراى امر ابو بكر به قبيلهء هوازن مىتازد ، علقمه از چنگش مىگريزد ولى خانواده اش به اسارت قعقاع در مىآيند ، و قعقاع آنان را به خدمت ابو بكر مىفرستد . خانوادهء علقمه در پيشگاه ابو بكر اظهار اسلام مىكنند ، و تأثير نفوذ عقايد رييس خانواره را بر خود انكار مىنمايند ، كه توبهء آنها قبول مىشود و هيچ يك از اسيران كشته نمىشود . » ( 1 )
اين داستان تا كجا رفته
طبرى اين داستان را از قول سيف روايت مىكند ، و ابو الفرج و ابن حجر در