حركات و جنبش هاى سپاه دشمن را در نظر داشته است ، پيش از آن كه دشمن بتواند آسيبى به خالد برساند ، خود يك تنه به ميدان مىتازد و بر سپاهيان حمله مىبرد ، و آنها را تار و مار كرده نيرنگشان را نقش بر آب مىكند و در آن گير و دار خالد هم هرمز را مىكشد و ايرانيان كه سردار خود را كشته مىبينند پشت به ميدان كرده مىگريزند و به اين ترتيب شكست مىخورند وقعقاع بن عمرو مظفر و پيروز و سربلند از ميدان نبرد باز مىگردد .
اين داستان تا كجا رفته
اين خبر را طبرى از سيف گرفته ، و ديگران امثال ابن اثير ، ذهبى ، و ابن كثير ، و ابن خلكان از طبرى نقل كرده در كتاب هاى خود نوشته اند .
طبرى پس از اين كه شرح مفصلى در فتح ابله و غنايم جنگى آن مىدهد ، اضافه مىكند :
اين داستان در فتح ابله خلاف آن است كه در روايات صحيحه آمده است ! ! كه ما در جاى خود به شرح آن خواهيم پرداخت .
سنجش سخن سيف با ديگران
داستانى كه سيف در فتح ابله آورده است ، تماماً بر خلاف آن چيزى است كه مطلعين و تاريخ نويسان نوشته اند ، و همچنين بر خلاف آن چيزهايى است كه در كتاب هاى صحيح آمده است زيرا حقيقت اين است كه « فتح ابله در زمان عمر ، و به دست عتبة بن غزوان و در سال 14 هجرى اتفاق افتاده است كه ما بعداً و در جاى خود به شرح آن مىپردازيم . »
طبرى وقتى كه وقايع سال چهارده هجرى را شرح مىدهد آنجا كه به ذكر بناى بصره مىپردازد ، به وعده اى كه در مورد فتح ابله داده بود وفا مىكند ، و حقيقت نبرد و فتح ابله را روايت مىكند كه در آن هيچ يك از مواردى را كه سيف به آن اشاره كرده بود ديده نمىشود . ( 2 )
بررسى سند
راوى اين داستان سيف ، محمد و مهلب مىباشند كه دانستيم وجود خارجى