سپس طبرى براى قعقاع در جنگ هاى عراق به همراهى خالد بن وليد ، قهرمانى ها و پهلوانى ها و رشادت ها مىآورد . ابن حجر نيز حديث فوق را تا به آخر آورده بدون اين كه مصدر آن را ذكر كند ، در صورتى كه مصدر آن تنها سيف است كه طبرى از او گرفته و ديگران از طبرى .
ياقوت حموى نيز در كتاب معجم البلدان خود به مناسبت معرفى اماكنى كه در احاديث سيف آمده است به طور اختصار به شرح آنها مىپردازد .
بنا به نوشتهء طبرى از روايت سيف بن عمر ، نخستين نبردى كه در عراق بير مسلمانان و مشركين صورد گرفته است ، نبرد ابله مىباشد . « 1 »
نبرد ابله
طبرى از سيف روايت مىكند :
ابو بكر خالد بن وليد را مأمور ساخت كه جنگ عراق را از مرز هند و سند آغاز كند ، سپس سيف مىگويد : ابله در آن روزگار مرز هند و سند بوده است . سپس در داستان فتح ابله مىگويد :
هرمز فرمانده سپاه ايران در ابله توطئه اى ترتيب مىدهد تا خالد را بكشد ، پس با سپاهيانش قرار مىگذارد كه چون با خالد به نبرد تن به تن پرداخت به يك باره حمله كنند و كار خالد را بسازند ، روى اين حساب هرمز ، خالد را به جنگ تن به تن با خود فرا مىخواند ، و خالد نيز پياده ! به جنگ هرمز بيرون مىشود ، چون آن دو سردار سپاه با يك ديگر به نبرد مىپردازد و در هم مىپيچند سپاهيان هرمز ناگهان به خالد حمله ور مىشوند ، و بر خلاف قانون و قاعدهء نبرد تن به تن با نيريگى كه زده اند در مقام كشتن خالد بر مىآيند . اما قعقاع بن عمرو كه كاملًا مواظب اوضاع بوده ، و همهء
هامش
( 1 ) . ابله شهرى در كنار دجله و گوشه اى از خليج فارس كه به بصره منتهى مىشده قرار داشته است . اين شهر از نقطه نظر استراتژيكى و موقعيت نظامى در آن روزگار كمال اهميت را براى ايران داشته يكى از پادگان هاى مهم نظامى كشور محسوب مىشده است .