تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
از قول قعقاع مىنويسد : من در وفات رسول خدا حاضر بودم ، چون نماز ظهر را خوانديم ، مردى به مسجد آمد و به بعضى از مردم گفت : انصار اجتماع كرده اند تا سعد را به خلافت انتخاب كنند ، و پيمان و وصيت رسول خدا را زير پا بگذارند ، مهاجرين با شنيدن اين خبر نگران شدند . . . « 1 » ابن حجر اضافه مىكند كه : ابن سكن گفته است كه سيف بن عمر ضعيف است يعنى اين گفتارش قابل اعتنا نيست . رازى دانشمند علم رجال نيز اين داستان را به طور اختصار در شرح حال قعقاع آورده و اضافه مىكند : سخنان سيف را ديگران قبول نداند ، بنا بر اين ، اين حديث به خودى خود مردود است و ما فقط آن را براى شناسايى قعقاع آورديم . ( 2 ) ابن عبد البر در شرح حال قعقاع ، از رازى پيروى كرده و آن چه را كه او آورده و نظرى كه دربارهء سيف داده است همه را در كتاب خود نقل مىكند . ابن اثير و ذهبى نيز هر دو در شرح حال قعقاع ، اين سخن را از ابن عبد البر گرفته و نقل كرده اند با اين تفاوت كه نظريهء رازى را در پايان آن نياورده اند .

بررسى سند

نسب قعقاع راسيف از قول صعب بن عطيه ، از پدرش بلال فرزند ابى بلال روايت مىكند . نام صعب در نه مورد از روايت هاى سيف آمده كه ترجمه و شرح حال هفت نفر از اصحاب پيامبر خدا را از آن روايت ها گرفته اند . « 2 » كنيه اش را كه ابن الحنظليه گفته اند ، و اين كه او از اصحاب رسول خداست همه از سيف گرفته شده و در سند روايت هاى آن ، نام محمد بن عبد الله فرزند سواد پسر نويره آمده است . نام عبد الله در سند 216 روايت از روايت هاى سيف در كتاب تاريخ طبرى آمده است . نام همسر قعقاع در روايت سيف از طريق محمد بن عبد الله كه نامش رفت و
هامش
( 1 ) . در بحث سقيفه ، ج 1 عبد الله بن سبأ اين حديث ساختگى مورد بررسى قرار گرفته است . ( 2 ) . رجوع شود به شرح حال عفيف بن المنذر و شش تن ديگر از صحابه تميمى در جلد دوم در همين كتاب .