ملهب فرزند عقبهء اسدى روايت شده . نام ملهب در سيد 76 روايت سيف در تاريخ طبرى برده شده است .
اما در مورد شعر قعقاع ، گفته نشده است كه سيف آن را از قول كدام راوى ، روايت كرده تا دربارهء راوى آن به مطالعه بپردازيم .
همچنين حديثش از رسول خدا ، در مورد آمادگى جنگى ، و حضورش در مسجد در روز سقيفه و مطالب آن ، هر دوى آنها مستقيماً از قول قعقاع پهلوان افسانه اى نقل شده و سندى جز خود او ندارد .
ما در امام كتاب هاى حديث ، تاريخ ، انساب ، و ادب به جست و جو پرداختيم تا شايد نامى از راويان فوق به دست آوريم ، ولى جست و جوى ما به جايى نرسيد . و چون نام آنها يعنى : صعب ، محمد ، مهلب و خود قعقاع ، جز در سخنان سيف جايى ديگر ديده نمىشود ظبق قاعده و قانون حديث شناسى حكم كرديم كه آنها وجود خارجى نداشته اند و همگى از ساخته هاى ذهن سيف و آفريدهء او مىباشند .
نتيجهء بررسى ، تا اينجا ، آن چه كه دربارهء قعقاع آورديم سخن سيف بود ، و كسى ديگر چيزى دربارهء او نياورده تا به مقارنه و مقايسهء آن اقدام كنيم و سيف تنها سخن گوى اين مطالب است و واسطه هاى سخن را - سند روايت ها - نيز مخلوق ذهن او يافتيم .
دست آوردهاى حديث سيف
در بحثى كه گذشت ديديم :
يكم - سيف خوانندهء خود را آماده مىكند تا پذيراى سخن او دربارهء گردى سواركار ، چشم و گوش به فرمان خداوندگار روى زمين ، سر خوش و سرود خوان گردد .
دوم - از آن چه كه گذشت و سخنانى كه در مورد قعقاع بعد از اين مىآيد ، سيف صحابه اى براى رسول خدا آفريده است ، بزرگوار و جليل القدر ، بزرگى از بزرگان تميم و مايهء افتخار آن . شاعرى خوش قريحه ، و راوى اى براى احاديث رسول خدا كه سخن او ضمن شرح حال اصحاب و شناخت راويان حديث مىرود .