تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
عراق با ايرانيان شركت نموده ، و رشادت هاى قابل تحسين از خود نشان داده و جنگ هاى نمايانى كرده است : قعقاع را از ابتداى سدهء دوم هجرى تا كنون چنين توصيف و تعريف كرده اند : قعقاع در نبردهاى اسلامى همواره مرد دادرس و فريادرس بوده ( 3 ) ، او فاتح خانفين و همدان و حلوان است . ( 4 ) اين قعقاع با چنين خصوصياتى كيست ؟

نسب قعقاع

سيف ، نسب قعقاع را چنين خيال كرده است : قعقاع فرزند عمرو ، پسر مالك تميمى است ( 1 ) كينه اش ابن حنظليه ، ( 2 ) دائى هايش از تيرهء بارق ( 3 ) ، و همسرش ، هنيده دختر عامر هلاليه از هلال نخع است . ( 4 )

قعقاع در شمارهء اصحاب پيامبر

طبرى و ابن عساكر هر دو مىگويد كه سيف چنين آورده است : قعقاع از اصحاب رسول خدا بوده است . ( 1 ) ابن حجر شعرى را كه سيف از قول قعقاع نقل مىكند چنين آورده است : " من شاهد تابندگى و درخشندگى تهامه بودم ، در آن روز كه خالد بن وليد سوار بر اسب عيار ( 2 ) رهبرى سواران را به عهده گرفته بود . من در سپاه سيف الله ، شمشير محمد بودم كه به شيوهء آزادگان ، و همگام با آنان كه پيش از همه به اسلام گرويده بودند قدم بر مىداشتم . "

حديثى از قعقاع

ابن حجر در شرح حال قعقاع در اصابه از طريق سيف از قول خود قعقاع چنين مىنويسد : رسول خدا به من فرمود « براى جهاد چه تهيه كرده‌اى ؟ » گفتم : فرمان بردارى از خدا و رسولش و اسبم را : آن حضرت فرمود « همه همين است » . و نيز از طريق سيف