« مقدمهء بيست وسوم - در اينكه هر چه بالقوة است لازم نيست كه همواره موجود بالفعل باشد »
مقدمه بيست وسوم اينكه هر امرى كه بالقوة وفي ذاته ممكن است گاه بود كه در وقتي از أوقات موجود بالفعل نشود « 1 » .
شرح : بدان كه موضوع اين مقدمه « هر آنچه بالقوة است » مىباشد كه آن را مقيد كرده است به اينكه : ( وأو را امكان ذاتي باشد ) ومحمول آنگاه ( ممكن است كه در وقتي از أوقات بالفعل موجود نشود ) مىباشد .
ومراد مصنف كه گفت : « هر آنچه بالقوة است » اين است كه هر آنچه ممكن باشد كه بالفعل يافت شود ، ويافت نشود . زيرا « قوت » در اينجا در برابر فعل است ومجرد امكان نيست وبلكه عبارت أزين است كه چيزى ممكن الوجود والعدم باشد ولكن موجود نباشد وهنگامى كه وجود يافت گفته مىشود كه از قوت بفعل آمد پس بنابراين اينكه چيزى موجود بالقوة باشد ، با بالفعل بودن تصادق ندارد « 2 » . واما موجود بالفعل
هامش
( 1 ) - چنانكه بعدا روشن مىشود منظورش اين امر است كه همهء ممكنات بالقوة ، دائما وجود بالفعل ندارند بعضي مانند نفوس ناطقه وجود دارند وبعضي ندارند مانند حوادث .
پس اينكه گويد گاه بود ، يعنى در پارهء از مواد مانند حوادث كه بالقوهاند وامكان ذاتي دارند ولكن گاه أصلا موجود نمىشوند وگاه بعد از وجود هم تباه مىشوند .
( 2 ) - يعنى در عين اينكه بالقوة است از همان جهت نمىتواند بالفعل باشد ومصداق بالقوة غير از مصداق بالفعل است . البتة در أصل عبارت متن ، تسامح در تعبير شده است وبايد بگويد كه گاه هست كه ممكن بالقوة بعد از وجود ، معدوم مىشود وگاه هست كه موجود نمىشود وگاه هست كه جاويد است .