تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
است « 1 » زيرا اتصال ضد انفصال است ودر هيچ امرى براي هيچ‌گاه قوهء قبول ضدش نمىباشد ، زيرا آنچه قابل چيزى مىباشد در هنگام وجود مقبول نيز موجود خواهد بود درحالىكه هيچ امرى در هنگام عروض ضدّش باقي نمىماند ، پس درين صورت آنچه در جسمي كه متصل بذاته است وجود دارد وقابل انفصال است چيزى است بجز اتصال وآن همان چيزى است كه هم قابل اتصال است وهم قابل انفصال واين قابل همان هيولى است واتصال جسمي عبارت از صورت است ومجموع هيولى وصورت عبارت از جسم است ، پس جسم مركب از هيولى وصورت است واين همان امرى است كه ما در مقام أول در صدد اثبات آن مىباشيم « 2 » . وامّا در باب مقام دوم كه نظر در عوارض سه‌گانه‌ايست كه ذكر كرديم يعنى كم وشكل ووضع ، گوئيم : بدان كه هر جسمي در حال ووضع طبيعي خود داراى مقدار واندازهء معينى خواهد بود . زيرا وجود جسم بدون مقدار واندازه محال است وهرگاه مقدار واندازهء حاصل در آن بواسطهء قاسرى نباشد آن مقدار ، مقدار طبيعي آن خواهد بود وهمين طور است وضع شكل آن « 3 » .
هامش
( 1 ) - برهان اثبات هيولى بدين ترتيب است كه گويند أولا هيچ امرى قبول ضد خود را نمىكند ، بنابراين اتصال قبول انفصال نمىكند چون بين اتصال وانفصال ضديت است . دوم اينكه قابل هم قبل از قبول وهم بعد از قبول امرى بايد موجود باشد درحالىكه اتصال واحد پس از انفصال بحال خود باقي نمىماند ، قبل از انفصال متصل واحد بود ويك چيز بود وبعد از انفصال دو امر شد ، پس باين دو وجه اتصال ، قابل انفصال نيست درحالىكه ما مىبينيم كه أجسام قابل انفصال مىباشند پس بايد در جسم امرى باشد كه قابل اتصال وانفصال باشد وآن هيولاى أولى است كه با متصل ، متصل است وبا منفصل ، منفصل . ( 2 ) - همين مقام ، مقام أول است . ( 3 ) - اگر بدون دخالت قاسر باشد شكل أو طبيعي است وگفته‌اند شكل طبيعي ، شكل كرى است .