زيرا شكل عبارت از امرى است كه حاصل از محاطيت به حدّ ويا حدود است وچون جسم متناهي است بناچار داراى حدّ ويا حدودي خواهد بود وآن خود شكل است .
وامّا وضع عبارت از هيأتى است كه به سبب نسبت بعضي از اجزاء جسم به بعضي ديگر وهمين طور نسبت آن با أجسام خارجي ديگر براي جسم حاصل مىشود ومعلوم است كه هر جسمي را نسبتي است مخصوص كه بين اجزاء آن مىباشد وهم نسبتي است كه بساير أجسام از قرب وبعد دارد . پس هيأتى كه بسبب اين دو گونه نسبت براي جسم حاصل مىشود وضع ناميده مىشود . پس ثابت شد كه هر جسم خالى از اعراض سهگانهء كه كم وشكل ووضع باشد نيست « 1 » .
هامش
( 1 ) - در اين مقام اين امر را مىخواست مدلل دارد .