از باب مثال ، مشكى كه پر از باد شده ودر زير آب بطور قسرى نگاهداشته شده باشد ملحوظ بدار كه مشك مزبور بطور محسوس ميلى دارد بدون اينكه متحرك باشد « 1 » .
بنابراين دو ميل در دو آن حادث مىگردد وبين هر دو آن زماني است زيرا تتالى آنات محال است « 2 » ، پس بين آن دو ميل زماني كه آن زمان سكون است وجود دارد ، پس ثابت شد كه هر حركت مستقيمى منتهى به سكون مىشود .
پس ممكن نيست كه حركات مستقيم پيوسته باشد وتنها حركتي كه ممكن است پيوسته باشد ، حركت دورى است وتنها آن حركت است كه صلاحيت دارد حافظ زمان باشد .
هامش
( 1 ) - البتة محكم واستوار ، اگر مشك پرباد را در زير آب نگاهدارى بطورى كه هيچ حركت نكند باز احساس ميكنى كه ميل بسوى بالا دارد .
( 2 ) - قول باينكه زمان عبارت از تتالى آنات باشد مردود است از نظر شارح وصاحب كتاب .