تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
بسائط از كيفيّات طبيعي بالطبع ممكن نيست « 1 » ، پس بناچار بايد نخست محيل قاسرى بر آنها عارض شود « 2 » تا آنها را به آن كيفيّتى كه مقتضى طبيعت آنها نيست احاله كند « 3 » وسپس آن عامل قاسر از آنها زائل گردد تا حالت طبيعي آنها ، جسم آنها را به كيفيات طبيعي خودشان بازگرداند « 4 » . مانند آبى كه آتش به نزديك آن قرار گيرد « 5 » وآن را داغ كند وسپس آتش از آن دور شود وبناچار بالطبع به سردى بازگردد وبنابراين در اين استحالت بايد عامل محيل قبلا در پهلو ونزديك آب قرار گيرد ويا از آن دور شود واين را حركت نقله گويند « 6 » . وامّا استحالت مركبات كه قهرا بعد از تركيبت حاصل مىشود ، يعنى تركيب از اجسامى كه از لحاظ طبيعت واز لحاظ حيز ومكان طبيعي مختلف‌اند وقهرا اينگونه تركيب‌ها حاصل نخواهد شد مگر بواسطهء حركت نقله « 7 » . وامّا استحالت بالقسر ، اگر قاسر از لوازم مقسور باشد كه در حقيقت از أنواع استحالت بالطبع محسوب مىگردد قبلا درين باب سخن رفته است واگر قاسر از لوازم آن نباشد وبلكه جداى از مقسور باشد بناچار بايد در قرب آن واقع شود تا بتواند از حالي بحالي ديگر آن را دگرگون نمايد . پس حركت نقله بازهم درين نوع از استحالت متقدم بر آن است .
هامش
( 1 ) - يعنى بآن حالتي كه نقل مىيابند . آن حالت كه كيفيت خاصي است كه حاصل مىكنند قهرا يك حالت طبيعي نيست وگرنه بحالت خود بازنمىگشتند مثل آب گرم كه به سردى مىگرايد . ( 2 ) - پس بايد بوسيلة عاملي خارجي باشد . ( 3 ) - محيل آنها يعنى عاملي كه آنها را مستحيل مىكند . ( 4 ) - متوجه به تحول آن كيفيات كند . ( 5 ) - آتش عامل محيل وقاسر است وآب مستحيل با حالهء قسرى است . ( 6 ) - قرب وبعد آتش را . ( 7 ) - پس در استحالت مركبات نيز بايد قبل از آن حركت نقله واقع گردد .