تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
بنابراين حالّ در حكم جنسي است كه شامل دو نوع باشد ، موضوع ومادة ودر اينجا روشن شد كه هر قوه‌اى كه حالّ در جسم است يا بصورت عرضى است حال در موضوع در صورتي كه متقوم به جسم باشد مانند حرارت وبرودت ويا صورت است واقع در مادّه اگر مقوم جسم باشد مانند صور طبيعيّه مثل صورت ناري وهوايى ومائي وارضى . وهمين طور صوري كه مقوم مواد أفلاك است وهر يك از صورت وعرض را اگر منشأ اثرى از آثار باشند باعتبار صدور آن اثر قوت نامند . بنابراين لفظ « قوت » شامل هر دو مىشود . بدان كه حكما در اثبات صور طبيعيّه وامتياز آن از كيفيّات محسوسه وجوهى ذكر كرده‌اند وبرهان آورده‌اند . 1 - أجسام علاوة بر اينكه در جسميّت يكسانند ومشترك در قبول اشكال مختلف‌اند . پارهء بآسانى قبول شكل مىكند مانند أجسام مرطوب وپارهء به سختى مانند أجسام خشك وپارهء أصولا قبول تشكل نمىكنند مانند أجسام فلكى « 1 » . بنابر مراتب مذكور اختصاص يافتن پاره‌اى از أجسام به صفاتى غير از اجسامى ديگر « 2 » ممكن نيست كه از جهت جسميّت آنها باشد زيرا همانطور كه بيان شد جسميّت
هامش
- گفته‌اند آنچه منشئيت آثار وعوارض مختلف نوعي أشياء است صورت نوعيه است بدين ترتيب كه ما مشاهده مىكنيم أنواع مختلف آثار مختلف دارند اين آثار مختلف هستند به جسميت وصورتهاى جسمية نيست وگرنه همهء اشيا را يك نوع خواص وعوارض مىبود پس مربوط بأمري ديگر است كه صورتهاى نوعي است . ( 1 ) - حكما گويند أجسام فلكى قابل خرق والتيام نمىباشند . ( 2 ) - كه صفاتى ديگر دارند وبالآخرة اينكه هر جسمي كه صفتي وشكلى خاص دارد براي خاطر جسميت نيست .
المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحة 68 | أبي عبد الله محمد التبريزي / سجادي