تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
در همهء أجسام مشترك ويكسان است درحالىكه نه در اين صفات ونه در محل ، يكسان ومشترك نمىباشند « 1 » . چه آنكه محل جسميّت كه هيولى است قابل براي پذيرش اين صفات گوناگون است ، پس نتواند فاعل اين صفات باشد « 2 » . زيرا يك امر نتواند هم فاعل باشد وهم قابل چنانكه روشن گردد . بنابراين اينگونه اختلاف در صفات مستند به امرى است كه حالّ در أجسام است وبيان شد كه آنچه حالّ در أجسام است يا عرض است ويا صورت . اگر فاعل اختلاف عرض باشد لازم آيد كه مجددا از سبب گوناگونى أجسام جستجو شود « 3 » واگر صورت باشد كه مطلوب حاصل است « 4 » . پس ثابت شد كه اختلاف أجسام در قبول اشكال عبارت از صورت جوهريه است كه حالّ در أجسام است وگوناگون كنندهء آنها است بعد از يكسان بودن در جسميّت « 5 » . اگر ايراد شود كه هنوز علت اختصاص هر جسمي به نوعي از صورتها با وجود اشتراكشان در جسميّت روشن نشده است وجستجو وخواست علت اين اختلاف هنوز باقي است .
هامش
( 1 ) - در صفات وآثار مختلف‌اند . در اينجا مىخواهد صور نوعيه را كه منشئيت آثار أنواع است ثابت كند . ( 2 ) - هيچ قابلى از آن جهت كه قابل است فاعل نيست . ( 3 ) - چون أمور عرضيه نمىتوانند علت اختلاف أجسام باشند . ( 4 ) - پس سبب اختلاف حال در أجسام است لكن نه حال عرضى بلكه حال جوهري كه صورت است . عرض متقوم به أجسام است ونتواند سبب گوناگونى شود وصورت مقوم أجسام است . ( 5 ) - پس وجه اشتراك أجسام را صورت جسميت ووجوه اختلاف آنها را صورت نوعيه گويند .