تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧

« مقدمهء دهم - در اعراض وصور »

مقدمهء دهم أموري كه گفته مىشود كه واقع در اجسامند بر دو گونه‌اند : 1 - يك گونه أموري كه قوامشان بأجسام است كه آنها را اعراض گويند . 2 - گونه ديگر أموري كه قوام أجسام بآنها است كه آنها را صورتهاى طبيعي نامند والبتة هر دو قسم قوتى مىباشند واقع در جسم . شرح : هر دو موجودى كه يكى از آن دو اختصاص بآن دگر دارد بنحوى كه أشارت به هريك عينا أشارت بدان ديگر نيز باشد بطور تحقيق يا تقدير وفرض « 1 » يكى از آن دو نعت وآن اگر منعوت خواهد بود ، ناعت ونعت را حال ومنعوت را محل گويند . اكنون گوئيم كه آن حال يا متقوم به محل است « 2 » ومحل مقوم آن است ويا اينكه محل استوار ومتقوم به حال است وحال قهرا مقوّم آن است . اگر بنحو نخست باشد حال را عرض ومحل را موضوع نامند مانند سفيدى در جسم كه سفيدى عرض است وجسم موضوع است . واگر بنحو دوّم باشد حال را صورت ومحل را هيولى ومادة نامند مانند طبيعت آتش در جسم خود كه طبيعت نارية صورت است وجسم آن مادهء آنست « 3 » :
هامش
( 1 ) - تحقيقا مثل اينكه جسمي در خارج موجود باشد وجزئي ومشخص باشد واشاره بدان اشاره بهمهء حالات وعوارض وصور واقع در آن هم هست وتقديرا با اينكه اگر فرضا مشخص وموجود شود در عين ، قابل اشاره است . ( 2 ) - كه عرض است . ( 3 ) - منظور صورت نوعيه است كه منشئيت خواص وآثار است . در تعريف صورت نوعيه
المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحة 67 | أبي عبد الله محمد التبريزي / سجادي