به من عنايت فرمود كه اوّلين فردى كه سر از خاك بر مىدارد من هستم و تو نيز در حالى كه لواى حمد را به دست دارى ، همراه من هستى . تو آن را پيشاپيش من به حركت در مىآورى و با آن از اوّلين و آخرين پيشى مىگيرى .
در جاى ديگر نيز مانند آن روايت كرده است . ( 1 ) باز در جاى ديگر ( 2 ) از طبرانى از بريره روايت كرده كه : گفتند اى رسول خدا ! در روز قيامت ، چه كسى پرچمت را حمل مىكند ؟ فرمود : « كسى آن را حمل نمىكند مگر آنكه در دنيا آن را حمل كرده ، او على بن ابى طالب است . » و اخبار ديگرى كه با صراحت مىگويد كه صاحب حوض و لواى رسول خدا ( ص ) در آخرت ، على است . بخشى از اين روايات در ينابيع الموده آمده است .
امّا روايات اجازهء ورود به بهشت كه مصنّف ( ره ) بخشى از آنها را بيان كرده و بيانگر اين است كه هيچ كس وارد بهشت نمىشود و از صراط نمىگذرد مگر كسى كه جوازى از على ( ع ) با خود داشته باشد ، مستفيض است . بعضى از آنها در آيهء يازدهم يعنى آيهء مباركهء : * ( « وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ . » ) * ( 3 ) گذشت . بدانجا مراجعه كنيد .
پندار وى كه گفت : نقل فضايل اهل بيت ( ع ) از كتب آنان و سكوت در برابر فضايل خلفاى آنان ، خيانت در دين است ، اشتباه است . زيرا ما فضايل اهل بيت ( ع ) را از كتب آنان نقل مىكنيم تا بدان وسيله بر آنان احتجاج كنيم و از طرفى ، مىدانيم كه صحيح است ، چرا كه در اخبار ما هم آمده است ، اگر چه اخبار آنها آشفته و گنگ است .
امّا آنچه كه در بيان فضايل مخالفان اهل بيت روايت كردهاند ، به عقيدهء ما دروغ است .
آنها را در روزگار معاويه و پس از آن ، براى رسيدن به درهم و دينار و دشمنى با اهل بيت و نزديكى به مخالفان آنان ساختهاند . در مقدمهء جلد اوّل در اين باره مطالبى گذشت . اى كاش مىدانستم چگونه وى از ما مىخواهد كه به چيزى اعتماد كنيم كه بر ما حجت نيست و بلكه به عقيدهء ما عكس آن به تواتر رسيده و نزد ما چنان آشكار است كه بدان علم داريم ! بر اساس روايات خود اهل سنّت ، سرچشمه همهء گمراهيها همانا افرادى هستند كه آنها چنين فضايلى براى ايشان نقل مىكنند . زيرا آن روزى كه پيامبر رحمت
هامش
( 1 ) . ج 6 ، ص 396 .
( 2 ) . ج 6 ، ص 398 .
( 3 ) . صافّات / 24 .