فراوانى پيدا كرده بود . پس چگونه ممكن است كه پيامبر ( ص ) جوانى ناشناخته و ابوبكر پير مردى شناخته شده باشد ؟ ! از اين قبيل روايات در صحاح سته فراوان است . اگر مىخواهيد كه حقيقت صحاح آنان را بشناسيد ، به مقدمهء اين كتاب مراجعه كنيد . همين اندازه بس است كه بدانيد بيشتر احاديث صحاح به عايشه ، ابن عمرو ابو هريره مىرسد كه خود محل اعتماد نيستند ، تا چه رسد به سندى كه به آنان منتهى مىشود . عايشه از اين جهت كه - همان گونه كه گذشت - با امير المؤمنين ( ع ) به دشمنى پرداخت و نيز بدين سبب كه مرتكب گناهان كبيره شد - چنان كه خواهد آمد . بعلاوه ، وى روايات فراوانى در نقص پيامبر ( ص ) دارد كه انسان مىفهمد كه دروغ است . همان گونه كه در مباحث نبوّت بيان شد ، به پيامبر ( ص ) نسبت داده كه در اوّل بعثت از پيامبرىاش آگاه نبود تا اينكه خديجه و ورقة بن نوفل او را آگاه كردند . اين مخالفت با ضرورت اين است .
وضع ابن عمر نيز از چند واقعه روشن مىشود :
1 - روايتى كه فضل از وى نقل كرده به اين مضمون كه صحابه ابتدا ابوبكر ، سپس عمر و بعد از او عثمان را از همه برتر مىدانستند چنان كه گويى برترى اين سه نفر نزد اصحاب مفروغ عنه بوده و جز اين سه تن ، ديگران را با يكديگر برابر دانسته ، كسى را بر ديگرى ترجيح نمىدادند . بر اين اساس على يكى از مسلمانان است كه به نظر آنان از هيچ كس برتر نيست ! صاحب الاستيعاب در شرح حال امير المؤمنين ( ع ) پس از بيان روايت فوق الذكر ، مىگويد :
همين روايت است كه ابن معين آن را انكار كرده و شديدا بر آن تاخته است . زيرا قائل بدان ، مخالف اجماع فقها و راويان اخبار سلف و خلف اهل سنّت است كه مىگويند : على پس از عثمان برترين مردمان است . در اين مطلب اختلافى نيست ، بلكه اختلاف در اين است كه از ميان على و عثمان ، كداميك برترند .
گذشتگان در برترى دادن على و ابوبكر نيز اختلاف نظر دارند . اجماع مذكور دليل بر آن است كه حديث ابن عمر نادرست است و معناى صحيحى هم ندارد .
2 - سخنى كه در مورد حج عمرهء پيامبر ( ص ) در ماه رجب ، گفته و عايشه آن را تكذيب
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 515
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٥١٥