وفات كرد . امت اجماع دارند كه رسول خدا ( ص ) او را بر ساير اصحاب خود مقدم مىداشت و او را بر ديگران برترى مىداد . هرگز در سفر و جنگ از پيامبر ( ص ) جدا نشد .
هركس مدعى خلاف آن باشد ، بهتان زده دروغ مىگويد و مخالف با ضروريات دين است . در صحيح بخارى از محمّد بن حنفيه روايت كرده كه گفت : به پدرم گفتم : پس از پيامبر ، بهترين مردمان كيست ؟ گفت : ابوبكر . گفتم : پس از او ؟ گفت : عمر . گويد : از ترس اينكه بگويد عثمان ، گفتم : پس تو ؟ گفت : من مردى از مسلمانان هستم .
اى خردمندان ! بنگريد كه امير المؤمنين على ، اين گونه خلفا را ياد مىكند . امّا ابن مطهر ، اين بيابانگرد بى پدر و مادر ، به آنان نسبتهاى زشت و ناروا مىدهد . خداوند او را بكشد كه مردى بس بدجنس است . باز از عبداللَّه بن عمر نقل شده كه گفت : در زمان پيامبر ( ص ) هيچ كس را با ابوبكر برابر نمىكرديم . سپس عمر و آن گاه عثمان . سپس ساير اصحاب پيامبر بودند كه هيچ يك را از ديگرى برتر نمىدانستيم . در يك روايت ديگر آمده : در حالى كه هنوز رسول خدا زنده بود ، مىگفتيم : پس از پيامبر ، بهترين افراد امت او ، ابوبكر سپس عمر و پس از وى عثمان است . در كتب صحاح از ابن عمر از رسول خدا نقل شده كه به ابوبكر گفت : تو يار من در غار و همراه من در حوض هستى .
در صحاح از وى آمده كه گفت : رسول خدا فرمود : من اوّلين كسى هستم كه [ در قيامت ] سر از خاك بر مىآورم . سپس ابوبكر و آنگاه عمر . سپس اهل بقيع مىآيند و با من محشور مىشوند . سپس اهل مكه انتظار مىكشند تا كسانى كه در ميان دو حرم هستند محشور شوند . در صحاح از ابو هريره روايت شده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود :
جبرئيل نزد من آمد و دستم را گرفت . در بهشت را كه امت من از آن وارد مىشوند ، به من نشان داد . ابوبكر گفت : اى رسول خدا ! دوست داشتم با تو باشم تا بدان بنگرم . رسول خدا گفت : امّا تو ، اى ابوبكر ! اوّلين فردى از امت من هستى كه وارد بهشت مىشوى .
اخبار در اين باره بيش از آن است كه شمارش شود . آنگاه كه مرگ رسول خدا ( ص ) نزديك شد ، در بستر مرگ ، او را امام جماعت مردم نمود تا به خلافتش اشاره كرده باشد و اين مسئله نزد مسلمانان همچون روايت متواتر است . احدى در اين باره ترديد ندارد كه در ايام بيمارى رسول خدا ( ص ) ابوبكر پيش نماز مردم بود .
در صحاح از عايشه روايت شده كه گفت : رسول خدا ( ص ) در بيمارىاش گفت : پدرت ابوبكر و برادرت را صدا بزن تا چيزى بنويسم ، مىترسم كه كسى آرزو كند و گوينده اى بر زبان آورد كه : من سزاوارتر هستم . در حالى كه خدا و مؤمنان تنها ابوبكر را مىپذيرند . در
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 509
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٥٠٩