تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
حضرت ، نقل نكرده است بلكه تنها و تنها از زبان وى و امامان گرانقدر و از نامه هايشان روايت مىكنند . اين كتابهاى شيعه است كه در دسترس همگان است و هر كسى بخواهد مىتواند براى آگاهى بيشتر به آنها مراجعه كند . امّا اينكه گفته : « تمام دانشمندان اتّفاق نظر دارند كه هر آنچه در صحاح سته آمده بجز تعليقاتش ، چنان است كه اگر كسى به طلاق قسم ياد كند . . . » بايد گفت كه ، هركس چنين سوگندى ياد كند ، قطعا خلاف سوگند عمل كرده است . زيرا : 1 - بسيارى از روايات وارده در صحاح با هم منافات دارد پس چگونه همه آنها راست است ؟ ! 2 - همانطور كه در مباحث نبوّت گذشت ، رواياتى در آن آمده كه بيانگر نقص خدا و رسول خدا است ، در حالى كه خدا و رسول از هرگونه نقصى پيراسته‌اند . 3 - همان گونه كه در مقدمهء كتاب گذشت بسيارى از راويان آنها افراد دروغگوى فاسق هستند . پس چگونه بر صدق آنان سوگند مىخورد و باز خلاف سوگند عمل نكرده است ؟ ! 4 - دروغ بودن بعضى از روايات صحاح كاملا آشكار است . مثل روايتى كه بخارى در اواخر جلد دوّم ، در باب هجرت پيامبر ( ص ) و اصحاب به مدينه از عثمان نقل كرده كه گفت : « امّا بعد ، خداوند محمّد ( ص ) را به حق مبعوث كرد . من از جمله كسانى بودم كه دعوت خدا و رسول خدا را پاسخ مثبت دادم و به آنچه محمّد بدان مبعوث شده ، ايمان آوردم . سپس دوبار هجرت كردم و داماد رسول خدا ( ص ) شدم و با او بيعت كردم . به خدا سوگند كه تا هنگامى كه از دنيا رفت ، هيچگاه از فرمان او سرپيچى نكردم و به او نيرنگ نزدم » . در حالى كه نافرمانى او از رسول خدا ( ص ) ثابت شده ؛ زيرا دست كم در برخى از جنگها فرار كرده بود . مانند فرار سه روزه‌اش در احد . پس اگر چنين دروغى در اين روايت آمده ، چگونه ياد كننده سوگند ، خلاف سوگند نكرده است ؟ ! مانند اين روايت دروغين ، روايتى است كه باز بخارى در باب هجرت پيامبر ( ص ) آورده است : « پيامبر ( ص ) در حالى وارد مدينه شد كه پشت سر ابوبكر بود ، ابوبكر پير مردى بود كه همگان او را مىشناختند ، امّا پيامبر خدا ( ص ) جوانى بود كه كسى او را نمىشناخت . » اين روايت قطعا دروغ است . زيرا پيامبر ( ص ) ، هم از لحاظ سن بزرگتر بود و هم شأن و نسبى والاتر داشت . همچنين در پى دعوت وى از مردم كه باعث شده بود همه براى ديدن و شناختنش به سوى او بشتابند ، شهرت