تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
( ص ) مىخواست با نوشتن مطلبى مسلمانان را تا ابد از گمراهى برهاند ، جلوى او را گرفتند و نگذاشتند . امّا ناسزا و دشنامى كه نثار علَّامه مصنّف ( ره ) كرد كه فرموده بود : « از پيشوايان و امامان شيعه ، هيچ گونه منقصت ، رذيلت و معصيتى نقل نكرده‌اند . » پاسخش اين است كه اگر مىتوانستند از اشكال و ايراد بر امامان پاك هم باز نمىايستادند . زيرا به نظر اهل سنّت ، امامان ما از خلفاى آنان بزرگتر و محبوبتر نيستند و ايشان در طعن خلفاى خود ، مطالبى نقل كرده‌اند كه خواهد آمد . امّا اينكه گفت : « تو نمىتوانى حديث معتبرى بياورى مگر از صحاح ما . » پاسخش اين است كه : اگر منظورش اين است كه صحاح آنان حتى از نظر ما معتبر است ، بايد بداند كه چنين نيست ، بلكه از اين جهت از صحاح آنان نقل مىكنيم كه بدان وسيله بر آنان احتجاج كنيم . چون از نظرشان حجت است . اگر منظورش اين است كه فقط نزد خودشان معتبر است ، باز بايد بداند كه بيان فضايل اولياى آنها كه در اين صحاح آمده ، سودى ندارد . چرا كه يارانش بدان نيازى ندارند و بر ما هم نمىتواند حجت باشد . چرا كه از طريق خودشان نقل شده است . اين مطلب آشكار است و نيازى به بيان ندارد . ليكن وى كه در تنگنا قرار گرفته ، چاره اى جز آن ندارد و يا مىخواهد به وسيلهء بافته‌هاى خود مردمان ساده را بفريبد ، چنان كه بر همكيشان انديشمند خود وى نيز پوشيده نيست . امّا اينكه گفت : « صحاح ما همچون كتابهاى شيعه نيست كه نزد اهل سنّت به اين شهرت يافته كه ساخته فردى يهودى است . . . » اشكال وارد بر وى اين است كه اگر نقل شهرت توسط وى صحيح باشد ، بايد گفت : اين نخستين دروغى نيست كه براى تقويت باطل ، شهرت پيدا كرده . چرا كه نزد ايشان چنين مشهور است كه خدا پاى خود را در آتش دوزخ برد تا جايى كه آتش گفت : بس است ، بس است ، و نيز بين آنان مشهور است كه شيطان به پيامبر خدا ( ص ) القا كرد كه بگويد : « تلك الغرانيق العلى منها الشفاعة ترتجى » ، و نيز نزدشان شهرت دارد كه پيامبر ( ص ) مچهاى دستش را رقصانيد و به موسيقى غنايى باطل گوش فرا داد امّا عمر و ابوبكر از آن خوددارى كردند ! و ديگر مشهوراتى كه قطعا باطل است . اگر اين مرد اندك شناختى مىداشت ، هرگز اين شهرت را از دانشمندان خود روايت نمىكرد . زيرا اين شهرت نشان مىدهد كه تمامى شهرتهاى آنان از اين قبيل است و مخالف ضرورت و وجدان مىباشد . همانا كه كتب شيعه پر است از نقل روايات امامشان ، حضرت صادق ( ع ) و هيچ يك از آنان روايتى از كتابى از آن