تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
مناقب مولاى ما على بن ابى طالب است ، ما هم آن را انكار نمىكنيم . زيرا هر آنچه را كه از فضايل او و فضايل اهل بيت پيامبر ( ص ) نقل شود ، در صورتى كه سبب طعن در صحابهء بزرگوار نباشد ، مىپذيريم و با آن موافق هستيم . زيرا فضايل آنان قابل شمارش نيست و احدى آن را انكار نمىكند مگر منكر نور خورشيد و ماه ! اما در مورد اينكه گفت : « آيا تقليد از اهل سنّت كه اين اخبار و چندين و چندين برابر آن را در اخبار صحاح خود روايت كرده و آيات قرآن نيز موافق آن است ، آن گاه عمل بدان را رها مىكنند ، جايز است ؟ ! » مىگوييم : اهل سنّت به هر حديث و خبر صحيح براساس شرايط آن عمل مىكنند ، امّا همان گونه كه احاديث دالّ بر فضيلت على بن ابى طالب و اهل بيت رسول خدا ( ص ) از نظر آنان صحيح است ، روايات دالّ بر فضايل خلفاى راشدين هم از نظر آنان صحيح است . آنان بين احاديث صحيح جمع كرده و هريك را در جايى قرار مىدهند كه خداوند برايش معين كرده است و از فضيلت هيچ يك از كسانى كه درباره اش حديث صحيحى وارد شده ، نمىكاهند . امّا شيعيان احاديث مربوط به فضايل اهل بيت را از كتابهاى دانشمندان ما نقل مىكنند و دربارهء فضايل خلفا و بزرگان صحابه سكوت مىكنند تا راه ايراد و طعن برايشان هموار شود . اين نهايت خيانت در دين است . كدام خيانت از اين بزرگتر كه كسى بعضى از سخنان ديگران را كه دربارهء چيزى است نقل و بعضى ديگر را كه دربارهء همان موضوع است ، رها كند تا راه را براى مذهب و عقيدهء خويش هموار سازد ؟ ! پناه بر خدا از اين عقايد فاسد ! پاسخ اينكه گفته : « از پيشوايان و امامان شيعه ، هيچ گونه منقصت ، رذيلت و معصيتى نقل نكرده‌اند . » اين است كه بگوييم : اى نادان عاصى گمراه گنهكار شيعه اى كه خود را به امامان دوازده گانه منتسب مىسازى ! آيا گمان مىكنى كه پيشوايان اهل سنّت و جماعت در اهل بيت نبوّت و ولايت ، قدح و ايراد وارد مىكنند ؟ ! اى كوردل ! آيا مىپندارى كه آنان هم مثل تو و امثال تو بر امامان بهتان مىزنند و زشتيها و كاستيهايى به آنها نسبت مىدهند كه در هيچ خبر صحيحى نيامده است و بلكه آثار وضع هر بطلان در آن چنان آشكار است كه ماه شب چهارده در آسمان ؟ ! سپس چنين گفته كه : اهل سنّت به تقليد و پيروى از مردمانى پناه برده‌اند كه هرگونه رذيله اى از آنان نقل كرده‌اند و در مسائل فراوان به آنان نسبت مخالفت با شريعت داده‌اند . پاسخ وى آن است كه ايشان ، هيچ گاه از كسانى كه از آنان پيروى مىكنند ، رذيله اى نقل نكرده‌اند و اين سخن او افترايى بيش نيست . از همين جا مىخواهد مطاعن