بن عوام از بزرگان بنى اسد بن عبدالعزى و چند تن از بزرگان و سروران ديگر . آنان با رسول خدا ( ص ) بر اسلام بيعت كردند . از آن پس ، ابوبكر مردم را به اسلام دعوت مىكرد . رسول خدا ( ص ) هيچ كارى را بدون مشورت او انجام نمىداد . او مردى عاقل ، خردمند و مدبّر بود . مردم سخنش را مىپذيرفتند . مالش را در راه كمك به مسلمانان و پيشرفت اسلام مىبخشيد . در صحيح از رسول خدا ( ص ) روايت شده كه فرمود : كسى كه با همراهى و دارايىاش مرا از مردمان حفظ كرد ، ابوبكر بود . اگر قرار بود كه از ميان امت خويش ، دوستى برگزينم همانا ابوبكر را برمىگزيدم . امّا برادرى و دوستى اسلامى كافى است . هيچ روزنه اى به مسجد باز نماند مگر روزنهء ابوبكر . در همين كتاب از عبداللَّه بن مسعود از پيامبر ( ص ) آمده كه آن حضرت گفت : اگر قرار بود كه دوستى برگزينم ، همانا كه ابوبكر را دوست خود مىكردم ليكن او برادر و ياور من است . خدا يار شما را خليل خود كرده است . در كتب صحاح از ابو هريره روايت شده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : هيچ كس به ما خوبى نكرده مگر اينكه جبران كردهايم ، جز ابوبكر كه حقى بر ما دارد كه خداوند در روز قيامت ، جبران مىكند . هيچ مالى آن قدر كه مال ابوبكر به من سود رساند ، برايم سودى نداشت . اگر قرار بود كه خليلى برگزينم همانا كه ابوبكر را خليل خود مىكردم . آگاه باشيد كه يار شما ، خليل خداست .
آنگاه كه كافران به آزار و شكنجه مسلمانان پرداختند ، ابوبكر به دفع آزار قريش و كمك به مسلمانان زير شكنجه و دفاع از رسول خدا ( ص ) پرداخت ، چنان كه مشهور و معلوم است و نيازى به بيان ندارد . وى مسلمانان زير شكنجه را از كافران مىخريد . بلال بن رباح را خريد . افراد ديگرى از صحابه را نيز خريد . از عهدهء اين آزمونهاى سخت به خوبى برآمد چنان كه بهتر از آن مقصود نمىشود . تا اينكه زمان هجرت رسيد . او در غار همراه رسول خدا ( ص ) بود . خداوند در شأن وى فرمود : * ( « ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِه لا تَحْزَنْ » ) * ( 1 ) . خداوند در چند جاى قرآن او را مدح كرده است و اگر بخواهيم آن را بياوريم موجب اطاله كلام مىشود . اگر نبود كه اين كتاب براى بيان تفاصيل وضع نشده است ، آن قدر از مناقب ابوبكر نقل مىكردم كه به ده جلد مىرسيد . پس از هجرت نيز به حفظ دين و جهاد همت گماشت . احدى از شيعيان نمىتواند ادعا كند كه رسول خدا ( ص ) جنگى كرده باشد كه ابوبكر در آن حضور نداشته باشد تا اينكه پيامبر ( ص )
هامش
( 1 ) . توبه / 40 .