تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
اللئالى المصنوعه از ابن عدى به سند خود از ابو سعيد و از ابوالحسن بن شاذان فضلى به سند خود از حذيفه آن را روايت كرده است . بنابراين ، طرق اين روايت ، بسيار است و شايسته اعتبار . از اين گونه اخبار فراوان است . پوشيده نيست كه اين گفته فضل : « در آنچه كه به بيان فضايل مربوط است ، گفته نمىشود كه ساختگى يا مجهول است . » با آنچه كه خود وى در ابتداى مبحث پنجم گفت ، منافات دارد . وى در آنجا گفت : « در بيان فضايل شرط است كه از صحاح معتبر و از دانشمندان مورد اعتماد روايت شود . » ظاهرا سبب عدول وى آن است كه چون مىخواهد در مباحث بعدى فضايل اولياى خود را روايت كند ، اين سخن را گفته تا خواننده آنها را با همهء اشكالهايى كه دارد بپذيرد و متوجّه ساختگى بودن آنها نشود . امّا ايرادى كه بر خوارزمى گرفته ، تنها و تنها بدين سبب است كه وى رواياتى در فضايل اهل بيت دارد . در حالى كه بيشتر اين روايات و بلكه همهء آنها به لحاظ شواهد و مناسبات موجود ، از طرق ديگر به حد استفاضه رسيده است . از سوى ديگر ، وى نزد اهل سنت ناشناخته نيست . ابن حجر در الصواعق المحرقه در مقصد دوّم از مقاصد مربوط به آيهء چهاردهم از آيات وارده در شأن اهل بيت ( ع ) از وى روايت كرده و با كنيهء ابوبكر ، از او نام برده است . ذهبى در ميزان الاعتدال در شرح حال محمّد بن عبداللَّه بن محمّد بلوى از وى نام برده است . وى پس از ذكر حديثى در فضيلت على ( ع ) مىگويد : آن را اخطب خوارزم روايت كرده است . باز در شرح حال محمّد بن احمد بن على بن حسن بن شاذان ، از وى نام مىبرد . ذهبى در اينجا ، پس از بيان احاديثى از فضايل على ( ع ) مىگويد : « خطيب خوارزم از طريق اين دجّال ، ابن شاذان ، احاديث باطل و سست فراوانى در مناقب آقا على ، آورده است . » اگر اين مرد ، نزد آنان از منزلت بزرگى برخوردار نبود و او را موثق و مورد اعتماد نمىدانستند ، آن گاه مىديديد كه چگونه او را هدف تير زبانها و نيزهء قلمهاى خويش قرار مىدادند ! ! ديديد كه ذهبى ، همين ابن شاذان را چگونه توصيف كرده ، با اينكه او جز اندكى از فضايل امير المؤمنين ( ع ) را روايت نكرده است ! حال قضاوت كنيد كه اگر خوارزمى در ميان آنان از قدر و منزلت بالايى برخوردار نبود ، چگونه با وى كه روايات فراوانى در فضيلت آن امام همام ( ع ) آورده ، برخورد مىكردند ؟ ! نهايت ايرادى كه ابن تيميه با همهء بد زبانى خود ، بر وى گرفته اين است كه گفته : او حديث شناس نيست ! اين سخن را در رد خود بر منهاج الكرامه گفته است . گويا خوارزمى اهل فن حديث نيست مگر اينكه روايت فضايل خاندان محمّد ( ص ) را