تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
كند و هركه آن دو را دشمن بدارد يا بر آن دو ستم نمايد ، او را دشمن دارم و هركه من او را دشمن دارم ، خدا او را دشمن دارد و هركه خدا او را دشمن دارد ، او را وارد جهنم كند و او راست عذابى پايدار . امّا حديثى كه مىگويد : پيامبر ( ص ) پسرش ابراهيم را فداى حسين كرد ، در اخبار ما هم آمده است . سيوطى آن را در اللئالى المصنوعه از خطيب روايت كرده و گفته است : ابن جوزى پنداشته كه اين حديث ساختگى است و محمّد بن حسن نقاش آن را جعل كرده است . اشكال اين پندار ابن جوزى اين است : همان گونه كه در مقدمهء اين كتاب آورديم ، هركه يكى از فضايل اهل بيت ( ع ) را روايت كند ، در آن روايت ثقه است . بعلاوه ، نقاش از جمله كسانى است كه ابو عمر و دانى شيخ القرّاء زمان خويش و كسى كه به دنبال كسب دانش به شهرهاى مختلف سفر كرده ، او را مدح كرده است . در ميزان الاعتدال نيز به روايات او احتجاج شده است . بنابراين ، وى كه از اهل سنت است ، چه انگيزه اى داشته كه اين حديث را جعل كند و خود را در ميان قومش از اعتبار بيندازد ؟ !

مطلب سوّم : محبّت و دوستى امير المؤمنين ( ع )

مصنّف - قدّس اللَّه نفسه - مىگويد : چنان كه در مسند احمد آمده ، رسول خدا ( ص ) ، در حالى كه دست حسن و حسين را گرفته بود ، فرمود : « هركه من ، اين دو و پدر و مادرشان را دوست بدارد ، در روز قيامت ، هم درجه من باشد . » از حذيفه روايت شده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : هر كه مىخواهد دستش به قطعه ياقوتى برسد كه خدا آن را خلق كرده و به آن گفته : چنين باش . پس همانگونه شده ، بايد پس از من ، على را به ولايت برگزيند . رسول خدا ( ص ) فرمود : « اگر همهء مردم محبّت على را در دل داشتند ، خداوند ، آتش را نمىآفريد . » آن حضرت ( ص ) فرمود : « محبت على حسنه اى است كه هيچ سيئه اى با بودن آن ، زيان نمىرساند و بغض على ، سيئه اى است كه هيچ حسنه اى با بودن آن ، سودى ندارد . » مردى به سلمان گفت : چقدر به على ( ع ) محبت مىورزى ! گفت : شنيدم كه رسول خدا ( ص ) مىفرمايد : « هركه على را دوست بدارد ، مرا دوست داشته و هر كه