تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
من مىگويم : بيان فضايل امير المؤمنين به تنهايى دليل بر محبّت او نمىباشد . زيرا هيچ كس نمىتواند فضيلتى براى كسى جز او نقل كند و او را رها كند و يا ديگرى را ستايش كند و از او درگذرد . خدا مىداند كه چه كينه اى نسبت به على ، در دل دارند . اگر چه در شدت و ضعف با يكديگر تفاوت دارند . زيرا محبّت صادق با موالات كينه توزان او بخصوص آشكارترين دشمنان و بزرگترين حسودان و سرسختترين محاربان حضرت مثل معاويه ، عمرو عاص ، مروان ، مغيره و امثال آنان ، قابل جمع نيست و بالاتر از آن ، كسى كه اينان را دوست مىدارد ، چگونه مىتواند پيامبر را دوست داشته باشد ؟ ! كسى كه آنان را يارى كرده و به نيكويى ستوده چگونه به پيامبر ( ص ) ايمان دارد ؟ آيا پيامبر ( ص ) به على ( ع ) نفرمود : « جنگ تو ، جنگ من است و آنكه تو را دشمن بدارد ، مرا دشمن داشته است و كسى كه تو را ناسزا گويد ، مرا ناسزا گفته است » ؟ مگر نه اين است كه خداوند فرموده است : * ( « لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِالله وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ الله وَرَسُولَه » ) * ( 1 ) پس هر گاه ديديد كه كسى از دوستداران چنين افرادى ، فضيلتى از امير المؤمنين ( ع ) بيان مىكند ، بدانيد كه يا از روى ناچارى است يا مىخواهد با اين كار برچسب ناصبى گرى را از خود دور سازد يا مىخواهد آگاهى و وسعت اطلاع خود را به رخ ديگران كشد نه اينكه دوستدار اوست و در صدد آن است كه حق آن حضرت را ادا كند ! به همين سبب ، ملاحظه مىكنيد كه فضيلتى از فضايل بيشمار حضرت را بيان نكرده‌اند ، مگر اينكه تا توانسته‌اند در سند يا دلالت آن اشكال وارد كرده‌اند و اصولا نمىتوانند آن را تحمل كنند ، بر خلاف آنجا كه فضيلتى براى ديگران روايت مىكنند خداوند نيز آنچه را كه در دلهاى خود پنهان داشته‌اند در نوشته‌هاى آنان آشكار و بر نوك قلمهايشان جارى مىسازد . چنان كه در بسيارى از سخنان اين مرد ، ديديد . كينه و دشمنى جاحظ نيز در رساله اى كه در آن هرگونه ناسزايى را به امير المؤمنين ( ع ) نسبت داده ، آشكار شده است . اين رساله را ابو جعفر اسكافى نقض كرده است . ما نيز در بحث پيشين سخنى از آن را بيان كرديم .
هيهات لا تتكلفن لى الهوى فضح التطبع شيمة المطبوع
از آنچه بيان كرديم معلوم مىشود كه محبّت حقيقى نسبت به على ( ع ) مشروط به
هامش
( 1 ) . مجادله / 22 .