تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
تا اينكه در الاستيعاب مىگويد : اين شعر در سيرهء ابن اسحاق آمده است . در اين شعر آمده :
نصنرنا رسول اللَّه فى الحرب سبعة و قد فرمن قد فرعنه و اقشعوا و ثامنا لاقى الحمام بسيفه بمامسه فى اللَّه لا يتوجع
ابن اسحاق گفته : اين هفت نفر ، على ، عباس ، فضل بن عباس ، ابو سفيان بن حارث و پسرش جعفر ، ربيعة بن حارث و اسامة بن زيد ، بودند . نفر هشتم ايمن بن عبيد است . ديگران به جاى ابوسفيان ، عمر بن خطاب را نوشته‌اند . صحيح آن است كه ابن اسحاق گفته ، چه ابوسفيان بن حارث ، قطعا در آن روز با پيامبر ( ص ) بود و احدى در آن اختلاف ندارد . اختلاف در مورد عمر است . نظر وى را روايت بخارى كه در بحث جنگ حنين صحيح خود آورده است ، تأييد مىكند . وى دو روايت از براء آورده كه در ثبات قدم ابوسفيان ، تصريح دارد . دو روايت نيز از ابو قتاده آورده كه در فرار عمر تصريح دارد . ابو قتاده در يكى از اين دو روايت مىگويد : « مسلمانان فرار كردند . من هم با آنان فرار كردم . عمر بن خطاب را در ميان آنان ديدم . به او گفتم : مردم را چه شده است ؟ گفت : كار خدا است . سپس مردم به سوى رسول خدا ( ص ) برگشتند . » در روايت ديگر مىگويد : « وقتى كه به هم برخورديم ، مسلمانان در حال فرار بودند . » تا اينكه مىگويد : « به عمر ملحق شدم . گفتم : مردم را چه شده است ؟ گفت : كار خدا است . سپس مردم برگشتند » مانند اين روايت در كتاب الجهاد صحيح مسلم در باب « استحقاق القاتل سلب المقتول » آمده است . در كنز العمال ( 1 ) در كتاب « الغزوات » دو حديث نقل كرده كه بيان مىكند : كسانى كه با پيامبر ( ص ) ماندند ، عبارت بودند از على ، عباس ، ابوسفيان بن حارث ، عقيل بن ابى طالب ، عبداللَّه بن زبير بن عبدالمطلب ، زبير بن عوام و اسامه بن زيد . در كشف الغمه دو بيت آخر عباس را چنان كه در الاستيعاب آمده ، آورده است جز اينكه لفظ ( سبعه ) را به ( تسعه ) و لفظ ( ثامن ) را به ( عاشر ) تبديل كرده و آن نه نفر را چنان نام برده كه مصنّف ( ره ) و قوشچى بر شمردند . همچنين از مالك بن عباده غافقى روايت شده كه گفت :
هامش
( 1 ) . ج 57 ، ص 304 .