تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
اطرافيان آنان ؛ و ذوالشهادتين كسى است كه به نفع آنان شهادت داد . هيچ خيرى نيست مگر در آنها ، براى آنها و از آنها . رسول خدا ( ص ) اهل بيت خود را چنين معرفى مىكند : « همانا كه در ميان شما دو جانشين به جاى مىگذارم ، كتاب خدا كه ريسمان كشيده از آسمان به زمين است و عترت من ، اهل بيتم ، خداوند لطيف خبير به من خبر داده كه آن دو از هم جدا نمىشود تا در حوض بر من وارد شوند . » اگر مانند ديگران بودند ، عمر ، آن گاه كه از دختر على خواستگارى كرد ، نمىگفت : شنيدم كه رسول خدا ( ص ) مىفرمايد : هر پيوند نسبى و سببى در روز قيامت قطع مىشود ، مگر پيوند سببى و نسبى من . اگر بخواهيم از ايام شريف و مقامات كريمانه و مناقب ستوده على بحث كنيم طومارهاى درازى از آن پر خواهيم كرد ، ريشه اش صحيح ، خاندانش اصيل ، جايگاهش عظيم ، عملش بزرگ ، دانشش فراوان ، بيانش شگفت ، زبانش گويا ، سينه اش فراخ ، اخلاقش چون اصلش و امروزش گواه ديروزش مىباشد . اين قضاوت دشمن على ( ع ) است دربارهء او . فضل مىگويد : آنچه از جاحظ نقل كرده ، صحيح است و شكى در آن نيست . فضايل امير المؤمنين ( ع ) بيش از آن است كه بتوان برشمرد . اگر بخواهم بعضى از آن فضيلتها را برشمارم ، طومارها پر كنم . امّا اين گفتهء وى كه جاحظ از كينه توزترين دشمنان امير المؤمنين بوده ، دروغ است . زيرا محبّت گذشتگان را تنها از راه بيان فضايل آنان مىتوان فهميد . اين محبّت چيزى نيست كه به خواست كسى باشد . هركه فضايل يكى از اسلاف را بيان كند ما از آن بيان ، بر وفور محبّت گوينده نسبت به آن شخص استدلال مىكنيم . جاحظ نيز امير المؤمنين را با جنين مناقبى ، ياد كرده است . در رسائل ديگر خود نيز از امير المؤمنين ، اين گونه ياد كرده است . پس چگونه وى حكم مىكند كه جاحظ دشمن امير المؤمنين است ؟ بلى ، اين قضاوت بر اساس ديدگاه رافضيان است كه تنها زمانى بر محبّت حكم مىكنند كه همراه با بيان زشتيها و كاستيهاى ديگران باشد . از ديدگاه آنان دوستدار على كسى است كه دشمن صحابه باشد ! بدين معنى ممكن است كه جاحظ دشمن على باشد !