اشاره كرد .
آبادانى بغداد و پادشاهى عباسيان و احوال آنان و نيز پيروزى مغول بر آنان را پيشگويى كرد . به واسطهء همين پيشگويى حضرت ( ع ) بود كه حلَّه ، كوفه ، نجف و كربلا در حمله هولاكو به بغداد ، از قتل و كشتار در امان ماند . زيرا وقتى كه هولاكو وارد بغداد شد ، پدرم و سيد بن طاووس و ابن ابى المعز فقيه به وى نامه نوشتند و پيش از فتح بغداد درخواست امان كردند . هولاكو آنان را خواست . آنان ترسيدند و تنها پدرم به نزد او رفت . هولاكو گفت : چگونه پيش از پيروزىام نامه نوشتى ؟ پدرم به او گفت : زيرا امير المؤمنين ( ع ) از تو خبر داده و فرموده است :
همانا كه تركان بر آخرين پادشاه بنى عباس وارد مىشوند . فرمانروايى از مركز حكومتشان به سوى ايشان [ عباسيان ] مىآيد . صدايى بلند و رسا دارد و از هيچ شهرى نمىگذرد مگر اينكه آن را فتح مىكند و پرچمى در برابرش بالا نمىرود مگر اينكه آن را سرنگون مىسازد . واى ، واى به حال كسى كه با او درگير شود .
همواره چنين است تا اينكه به پيروزى مىرسد .
اخبار در مورد پيشگوييهاى آن حضرت فراوان است .
فضل مىگويد :
از ضروريات دين است كه علم غيب مخصوص خداوند است . در اين باره آيات و روايات فراوانى آمده است : * ( « وَعِنْدَه مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ . . . » ) * ( 1 ) ؛
* ( « إِنَّ الله عِنْدَه عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ . » ) * ( 2 )
بنابراين ، درست نيست كه در مورد كسى غير از خداوند ، گفته شود كه علم غيب مىداند . به همين سبب هنگامى كه در رجزى كه براى پيامبر ( ص ) ساخته شده بود ، چنين آمده بود كه : در ميان ما پيامبرى است كه مىداند فردا چه خواهد شد . حضرت گوينده را باز داشت و فرمود : اين سخن را رها كن و چيزى غير از اين بگو . خلاصه اينكه جايز نيست در مورد احدى گفته شود كه او علم غيب مىداند . بلى ، غيبگويى به تعليم پروردگار جايز است و راه آن يا وحى است يا الهام - البته به عقيدهء كسانى كه الهام را يكى
هامش
( 1 ) . انعام / 59 .
( 2 ) . لقمان / 34 .