چيزى بر زبان نمىآورد . زيرا كدام كودك در آن موقع اسلام آورد كه على ( ع ) اوّلين آنها باشد ؟ ! از اين گذشته ، از جمله امورى كه در تقدم اسلام وى آمده ، روايتى است كه دلالت دارد ، پيامبر ( ص ) بدان خاطر ، وى را بر امت برترى داده است . چنان كه در خطاب پيامبر ( ص ) به فاطمه ( س ) آمده است و نيز روايتى است كه على ( ع ) در آن ، بدين سبب بر مردم افتخار مىكند . چه برترى دادن و افتخار دو امرى است كه تنها با تقدم اسلام وى بر جميع امت تناسب دارد نه بر كودكان ، البته اگر اسلام آنان را بپذيريم . چنان كه بيشتر اخبار تصريح دارد كه وى اوّلين فرد از امت اسلام است كه اسلام آورد . گذشته از اين ، اگر آن تفصيل هم درست باشد باز مانع تقدم اسلام امير المؤمنين ( ع ) بر ابو بكر و خديجه نمىشود . زيرا تقدم اسلام آنان بر افراد مانند خودشان با تقدم اسلام يك كودك بر اسلام آنان منافاتى ندارد . چنان كه بعضى از اخبار بر تقدم اسلام على ( ع ) بر اسلام ابو بكر ، تصريح دارد .
حقيقت اين است كه امير المؤمنين ( ع ) مانند پيامبر ( ص ) مسلمان و با اقرار و شهادت به توحيد خداوند متعال و نبوّت پيامبر گرامى ، از مادر متولد شد . چه آن دو از لحظهء تولد معصوم و پاكيزه بودند . آيا گمان مىكنيد كه رسول خدا ( ص ) به پروردگارش ايمان نداشت و از پيامبرى خويش آگاه نبود ؟ ! و چونان برخى از نادانان مىپنداريد كه خديجه و ورقة بن نوفل او را از نبوّتش با خبر كردند ؟ ! - چنان كه در آخر مباحث نبوّت گذشت - چرا چنين نباشد و حال اينكه خداوند سبحان پيش از آنكه آدم را بيافريند ، آن دو را از يك نور آفريد و آن دو ، برگزيدگان خدا بر روى زمين هستند . حاكم در مستدرك ( 1 ) از ابو هريره روايت كرده و آن را به شرط شيخين ، صحيح دانسته است كه : « رسول خدا ( ص ) فرمود : آيا خشنود نيستى كه خداوند به اهل زمين نگريست و دو نفر را برگزيد . يكى پدرت و ديگرى شوهرت ؟ » اين روايت را در كنز العمال ( 2 ) از حاكم ابو هريره و از طبرانى و حاكم و خطيب از ابن عباس نقل كرده است . در كنز العمال پيش از اين حديث ، روايتى از طبرانى از ابو ايوب نقل كرده كه پيامبر ( ص ) به فاطمه ( س ) فرمود :
مگر نمىدانى كه خداوند عز و جل به اهل زمين نگريست . پس پدرت را از ميان
هامش
( 1 ) . ج 3 ، ص 129 .
( 2 ) . ج 6 ، ص 153 .