تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
به تو و به رسولان تو و كتابهايى كه از سوى تو آمده ، ايمان دارم و كلام جدم ابراهيم خليل را تصديق مىكنم ، گواهى مىدهم كه بيت العتيق تو را ، او بنا كرد . پس به حقّ كسى كه اين خانه را ساخت و فرزندى كه در شكم دارم ، سوگندت مىدهم كه زايمان مرا آسان گردانى . يزيد بن قعنب گفت : ديدم كه خانه كعبه از پشت شكافت و فاطمه وارد آن شود و از ديدگان ما پنهان گشت و خانه به حال خود برگشت . خواستيم در خانه را بگشاييم اما قفل آن باز نشد و دريافتيم كه اين مسئله ، كار خداست . روز چهارم بود كه از كعبه بيرون آمد و امير المؤمنين ، على بن ابى طالب را در دست داشت . سپس گفت : من از زنانى كه پيش از من آمده‌ام ، فضيلت دارم . زيرا آسيه دختر مزاحم - خدا را در جايى پرستش كرد كه خدا دوست ندارد كه آنجا پرستش شود ، مگر از باب اضطرار ، مريم دختر عمران نيز درخت خرماى خشك را تكان داد و از آن خرماى تازه اى خورد ، در حالى كه من وارد بيت اللاه لحرام شدم و از ميوه‌ها و غذاهاى بهشت خوردم . چون خواستم از آن خارج شوم ، فرشته اى از غيب گفت : فاطمه ! او را على بنام كه او بلند مرتبه است و خداوند على اعلى مىگويد : نام او را از نام خودم مشتق كردم و او را به ادب خود ، تربيت نمودم و بر مشكلات علم خودم واقف ساختم . اوست كه بتهاى خانه‌ام را مىشكند و اوست كه بر بام خانه‌ام اذان مىگويد و مرا تقديس و تمجيد مىنمايد . خوشا به حال كسى كه او را دوست بدارد و از او اطاعت كند و واى به حال كسى كه بغض او را به دل گيرد و از او نافرمانى كند . وى آن گاه رفتار و گفتار پيامبر ( ص ) در مورد او را - چنان كه مصنّف ( ره ) بيان كرده - آورده است . در كشف الغمه خبر ولادت او را در كعبه از ابن مغازلى نيز نقل كرده است . سبط بن جوزى آن را در تذكرة الخواص روايت كرده است . عبد الباقى عمرى در مدح امير المؤمنين ( ع ) سروده است :
انت العلىّ الذى فوق العلى رفعا ببطن مكة وسط البيت إذ وضعا
حميرى نيز در مدح او ( ع ) و مدح مادر پاكيزه اش سروده :
ولدته في حرم الإله و أمنه و البيت حيث فناؤه و المسجد بيضاء طاهرة الثياب كريمة طابت و طاب وليدها و المولد في ليلة غابت نحوس نجومها و بدامع القمر المنير الأسعد