تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
من مىگويم : بخارى و نيز حاكم در مستدرك نقل كرده‌اند كه پيامبر ( ص ) به على گفت : تو از منى و من از تو . پيامبر ( ص ) اين سخن را در مخاصمه بين امير المؤمنين ، جعفر و زيد در سرپرستى دختر حمزه - كه در مبحث پيش بدان اشاره كرديم - بيان فرمود . حاكم در مستدرك ( 1 ) از عمران بن حسين نقل كرده و آن را به شرط مسلم ، صحيح خوانده است كه عمران گفت : پيامبر ( ص ) على را فرماندهء سريه اى كرد . وى پس از پيروزى جاريه اى را براى خويش برداشت . سپاه به او ايراد گرفتند . چهار نفر از آنان با هم پيمان بستند كه به پيامبر ( ص ) خبر دهند . يكى از آنان به پيامبر ( ص ) خبر داد و پيامبر ( ص ) روى خود را از او گرداند . همين طور دوّم و سوّم . سپس چهارمى برخاست و گفتهء آن سه نفر قبلى را تكرار نمود . اين بار پيامبر ( ص ) رو به او كرد و در حالى كه خشم در چهره اش هويدا بود ، فرمود : از على چه مىخواهيد ؟ على از من است و من از او . او ولى همهء مومنان است . مانند اين روايت در سنن ترمذى در مناقب على ( ع ) و در مسند احمد ( 2 ) و كنز العمال ( 3 ) به نقل از ابن ابى شيبه همگى از عمران ، و در روايت ديگرى از احمد ( 4 ) و ابن ابى شيبه چنان كه در كنز العمال ( 5 ) آمده ، هر دو از بريده روايت كرده‌اند كه : پيامبر ( ص ) فرمود : « نسبت به على بد مگو كه او از من است و من از او . او پس از من ولى شماست » . در حديث ديگرى از ابن ابى شيبه در كنز العمال ( 6 ) به نقل از عمران آمده و آن را صحيح خوانده است كه پيامبر ( ص ) فرمود : « على از من است و من از على ، و على پس از من ولى تمامى مؤمنان است . » در حديث ششم گذشت كه پيامبر ( ص ) فرمود : « على از من است و من از على . كسى آن را نمىرساند مگر من يا على . « اين روايت را احمد ، ترمذى ، نسائى و ابن ماجه آورده‌اند . دلالت تمامى اين روايات بر امامت امير المؤمنين ( ع ) آشكار است . زيرا در تمام اين
هامش
( 1 ) . مستدرك ، ج 3 ، ص 110 . ( 2 ) . ج 4 ، ص 437 . ( 3 ) . ج 6 ، ص 154 . ( 4 ) . مسند احمد ، ج 6 ، ص 356 . ( 5 ) . ج 6 ، ص 154 . ( 6 ) . همان .