تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
قرآن از زبان موسى ( ع ) مىگويد : * ( « اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي » ) * ( 1 ) . همچنين ثابت مىشود كه على از فضيلت برادرى و حمايت از رسول خدا ( ص ) در تبليغ رسالت و فضايل ديگر برخوردار بوده است كه همه يقينا ثابت مىباشد و شكى در آن نيست . من مىگويم : بدون شك ، استثنا بر عموميت دلالت دارد . لذا تمام منزلتهايى كه در آيه براى هارون ثابت مىشود - به استثناى نبوّت براى على ( ع ) ثابت است . از جمله منزلتهاى هارون ، امامت است ؛ زيرا مراد از ( أمر ) در اين فرمودهء خداى متعال : * ( « وَأَشْرِكْه فِي أَمْرِي » ) * ( 2 ) ، اعم از نبوّت يعنى تبليغ رسالت الهى - و امامت - يعنى رياست عمومى - است و اين دو ، يعنى نبوّت و امامت ، دو امر مختلف است . لذا خداى متعال ، ابراهيم را با دو حكم جداگانه به نبوّت و امامت برگزيد و بسيارى از انبيا ، امام نبوده‌اند . مانند پيامبران زمان ابراهيم و موسى كه تحت فرمان و نفوذ آن دو پيامبر قرار داشتند . اخبارى كه در مورد آيات پايانى نقل كرديم گواه بر آن است كه مراد از ( أمر ) ، امامت مىباشد . در اخبار مزبور صراحتا آمده بود كه پيامبر ( ص ) در دعاى خويش عرض نمود : خدايا ! من نيز مانند موسى از تو مىخواهم كه سينه‌ام را فراخ فرمايى ، امر مرا آسان گردانى ، گره از زبانم بگشايى تا سخنم را بفهمند و از اهل بيت من ، على ، برادرم را وزير من قرار دهى ، تا پشت گرمى من باشد و او را در امر من شريك گردانى . همانطور كه پيداست مراد از شريك نمودن در امر ، شراكت در امامت است نه نبوت . همانطور كه مراد ، كمك كردن در ابلاغ رسالت هم نمىباشد . زيرا پيامبر ( ص ) ابتدا از خدا مىخواهد كه او را وزير و ياور او قرار دهد . خلاصه ، معناى آيهء كريمه چنين مىشود : « او را در امانت من كه شامل نبوّت و امامت است شريك گردان » . از اين رو ، به اعتقاد ما ، خلافت هارون در زمانى كه موسى ( ع ) به طور رفته بود مانند خلافت ديگر كسانى كه حاكميت و رياستشان ذاتى نيست ، نمىباشد . بلكه خلافت او از قبيل خلافت يك شريك به جاى شريك قويتر مىباشد و به اين خاطر
هامش
( 1 ) . اعراف / 142 . ( 2 ) . طه / 32 .