نمىشمارد . اما برخى از اين قوم - همانطور كه ديديد ابن حزم ( 1 ) از باقلانى اشعرى نقل مىكند ( 2 ) اين مسئله را جايز مىدانند و اين لازمهء مذهب اشاعره در نفى حسن و قبح عقلى است . به طور خلاصه ، مباهله بين دو دشمن واقع مىشود و معلوم است كه دشمن اهل نجران فقط پيامبر ( ص ) است اما از آنجايى كه وارد كردن على ، فاطمه ، حسن و حسين در مباهله با نجران داراى فوايدى بود پيامبر ( ص ) آنان را داخل نمود . از آن جمله :
1 - نشان دادن اعتماد به حقانيت خويش زيرا آوردن عزيزترين نزديكان خود در محل خطر ، دليل بر آن است كه وى به پيروزى و سلامت خويش اعتقاد دارد .
2 - خوش يمن دانستن ايشان و كمك گرفتن از دعاى آنان از اين رو به اهل بيت فرمود تا آمين بگويند . از نظر فضل دليل اين كار پيامبر ( ص ) اين بوده كه مباهله ، شامل حال ايشان مىشده است ، نه اينكه بخواهد از آنان كمك بگيرد . امّا اين نظر صحيح نيست ؛ زيرا اگر چنين بود ، آمين گفتن ايشان دليلى نداشت و همين همراهى آنان با پيامبر ، براى تحقق مباهله كافى بود . اگر آمين گفتن به دليل اين بود كه مباهله شامل ايشان مىشد پس براى چه پيامبر ( ص ) ، ديگر خويشان و پيروان خود را همراه نبرد و از آنان نخواست كه آمين بگويند ؟
3 - بيان برترى ايشان بر امت . چرا كه آنان را به دستور خدا ، براى اثبات نبوّت خويش ، در آن موقعيت خاص ، با خود شريك ساخت و از ياران و خويشان ديگر خويش كمك نگرفت . اين ، منزلت بزرگى است خصوصا براى على ( ع ) كه خداى متعال از او به نفس پيامبر ( ص ) تعبير فرموده است و ادعاى اينكه شيوهء مباهله ، جمع كردن خانواده و فرزندان است - همانطور كه در آيهء ششم ذكر شد - دروغ است . و گرنه پيامبر ( ص ) با آن مخالفت نمىكرد و نصارا نيز به خاطر مخالفت پيامبر ( ص ) اعتراض مىكردند . همين طور است ادعاى ديگر او مبنى بر اينكه مباهله شامل پيروان مىگردد . زيرا اگر چنين بود ، پيامبر دست كم يك نفر از آنان را همراه مىبرد . اينكه كسى بگويد نبردن پيروان به اين جهت بوده كه اصل پيامبر است و با وجود او ديگر نيازى به ديگران نيست ، سخن نادرستى است . زيرا همين مسئله را در مورد آن خانم و دو كودك مىتوان گفت . پس چرا به وجود پيامبر ( ص ) اكتفا نشده و آنان همراه پيامبر آمدهاند ؟
هامش
( 1 ) . الفصل فى الملل و الاهواء و النحل ، ج 4 .
( 2 ) . ترجمهء دلائل الصدق ، ج 1 ، ص 455 .