و امّا دلالت آيه بر امامت امير المؤمنين ( ع ) :
از آيات مذكور استفاده مىشود كه ويژگيهاى هارون - از قبيل برخوردارى از علوم ، وجوب اطاعت مردم از او و رياست بر امّت - براى على نيز وجود دارد . زيرا هارون در مأموريت موسى شريك است . پس على نيز نسبت به رسول خدا داراى همان موقعيتى است كه هارون نسبت به موسى دارد . به استثناى اين مسئله كه هارون پيامبر بود امّا على پيامبر نيست . كما اينكه در حديث منزلت نيز مسئلهء نبوّت استثنا شده است و قرآن نيز دلالت بر خاتميت رسول اكرم ( ص ) دارد .
لذا روايات مذكور به ارادهء مشاركت على ( ع ) با رسول اكرم ( ص ) در تمام امور منهاى نبوّت حمل مىشود . پس امامت و رياست عامّهء على ( ع ) بر امّت حتى در زمان رسول خدا ( ص ) نيز ثابت مىگردد امّا او به استثناى موارد بسيار اندك در دوران حيات رسول خدا ( ص ) ساكت بود و توضيح اين مطلب در آيهء نخست گذشت .
ابن تيميه در صحّت حديث ابن عباس اشكال مىكند كه لازمهء اين حديث نبوّت على ( ع ) است كه از آنچه ذكر كرديم نادرستى سخن او معلوم مىگردد . اشكال ديگر او كم بودن سن ابن عباس پيش از هجرت پيامبر ( ص ) است . در مورد اين اشكال بايد گفت :
اگر چه سن كم شخصى مانند ابن عباس به صحّت حديث لطمه اى وارد نمىسازد امّا احتمال قريب وجود دارد كه گفتهء ابن عباس در هنگام فتح مكه يا حجة الوداع صورت پذيرفته باشد .
وى اشكال سوّمى دارد كه خلاصهء آن چنين است : شما مىگوييد پيامبر ( ص ) در هنگامى كه على ( ع ) انگشترى خود را صدقه داد اين دعا را كرد و آيهء * ( « إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله . . . » ) *
نازل شد كه اين واقعه به مدينه مربوط مىشود . اگر پيامبر اين دعا را قبلا در مكه كرده است و مورد استجابت قرار گرفته ديگر چه نيازى به تكرار آن در مدينه است ؟ در پاسخ بايد گفت : تكرار دعا صرفا براى بيان فضيلت على ( ع ) و تأكيد مجدّد بر امامت او و اتمام حجت بر مردم است . بعلاوه ، لازمهء اين سخن ابن تيميه آن است كه پيامبر دعاهاى مربوط به طلب غفران و رحمت و هدايت و مانند اينها را نيز تكرار نكند ، مثلا در نمازهاى خود نگويد : * ( « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ » ) * ( 1 ) بلكه اصولا نبايد چنين دعاهايى را به
هامش
( 1 ) حمد / 5 .