را ذكر مىنمود و به مردم مىگفت كه خداى تعالى او را قادر به انجام چه كارهاى خارق العاده اى فرموده است - زيرا على از بارزترين مصاديق حديث قدسى است : كه بندهام از من اطاعت كن تا تو را همچون خود نمايم تا اگر به چيزى بگويى بشو آن چيز بشود - و اگر فضايل او را كه فوق فضايل انبياى گذشته است و او را از تمام امت برتر مىسازد ، ذكر مىفرمود ، بيم آن وجود داشت كه طوايفى از امت رسول خدا ( ص ) - چنان كه چنين هم شد - قائل به الوهيت على گردند . مضمون اين خبر در جمعى از اخبار اين قوم وارد شده است تا چه رسد به اخبار ما . از جمله در ينابيع الموده - به نقل از احمد در مسند خود - از دو طريق روايت شده است و همچنين از موفق بن احمد نيز نقل شده است . از جمله اشعارى كه منسوب به شافعى است اين دو بيت مىباشد :
لو أنّ المرتضى ابدى محله
لصار الخلق طرّا سجّدا له
اگر مرتضى مقام خود را آشكار مىنمود تمام خلق در برابرش به سجده مىافتادند .
كفى فى فضل مولانا على
وقوع الشك فيه أنّه الله
در فضيلت مولايمان على همين بس است كه در مورد خدا بودن او شك وجود دارد .
آيهء * ( « أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً . . . »
مصنّف - اعلى اللَّه درجته - مىگويد :
سى و هشتم : آيهء شريفهء * ( « أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ » ) * ( 1 ) است .
بنابر نقل جمهور اهل سنت ، مؤمن در آيه فوق على ( ع ) است و فاسق ، وليد .
فضل مىگويد :
اين موضوع در تفاسير اهل سنت هم وجود دارد و آيه دربارهء على ( ع ) نازل شده است و از فضايل بيشمار او محسوب مىگردد .
من مىگويم :
مراد از فاسق در آيهء شريفه به قرينهء مقابل بودن با مؤمن ، كافر است اگر چه در زمان گذشته كافر باشد . علَّت اينكه گفتيم : اگر چه كافر بودن مربوط به گذشته باشد اين است
هامش
( 1 ) . سجده / 18 .