شوراندن مردم توسط يكى از اين ده تن عليه عثمان تا به جائى كه منجر به قتل عثمان گرديد . اين اقدام با بهشتى بودن همهء آنان و شايستگى مژده از سوى پيامبر خدا ( ص ) سازگار نيست . قرينهء ديگر اتفاق تمام مهاجرين و انصار بر اينكه عثمان مرتكب اعمال حرامى شده است كه مستوجب عزل از منصب خلافت است . امكان ندارد صحابه اى كه به گمان اهل سنت همگى عادل هستند با شخصى كه رسول خدا ( ص ) به او مژده بهشت داده است چنين رفتارى داشته باشد و قرينهء ديگر ، احتجاج نكردن عثمان به اين حديث در يوم الدار است كه جملگى اين قراين و قراين ديگرى كه ذكر نشد حاكى از كذب بودن اين حديث است .
در هر حال هنگامى كه بشارت آيه و روايت در مورد امير المؤمنين ، دليلى بر عصمت يا ثبوت آن ملكه براى او باشد قطعا او افضل و امام خواهد بود ، زيرا اوّلين نفر از سه خليفهء ديگر كه بزرگترين آنان نيز هست چنين نبود تا چه رسد به دو تن ديگر . وى در خطبه اى در مورد خود چنين گفت :
تا زمانى از من اطاعت كنيد كه از خدا و رسول ( ص ) اطاعت مىكنم . پس هر گاه من از خدا و رسول ( ص ) نافرمانى كردم از من طاعت نكنيد . بدانيد كه من شيطانى دارم كه عارض من مىگردد . هر گاه آن شيطان آمد از من دورى كنيد تا در موى و پوست شما اثر نگذارم .
من نمىدانم رسول اكرم ( ص ) چگونه به چنين شخصى مژده بهشت داده و او را از آتش دوزخ در امان مىداند تا اينكه همين امر موجب شود تا معصيت و ستم بر امت در چشم او آسان جلوه كند . سخن دربارهء عمر و عثمان خيلى بيشتر است .
آيهء * ( « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ »
مصنّف - اعلى اللَّه مقامه - مىگويد :
سى و سوّم : آيهء شريفهء * ( « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلى
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 195
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص١٩٥