ضعيف است ، فرق مىكند . به خواست خدا در آيهء هفتاد و پنجم روايتى در تأييد اين حديث خواهد آمد . در هر حال ، اين حديث از چند جنبه بر امامت على ( ع ) دلالت مىنمايد :
1 . برادرى پيامبر با على . اين اقدام پيامبر حاكى از فضيلت على بر ديگر اصحاب است و برترى امام است .
2 . اين فرمودهء رسول خدا ( ص ) : « تو نسبت به من مانند هارون نسبت به موسى هستى با اين تفاوت كه بعد از من پيامبرى نيست . » - همانطور كه به خواست خدا بيان خواهد شد - روشنترين دليل بر امامت على ( ع ) است .
3 . على ، كتاب و سنت را كه ميراث انبيا براى جانشينان و اوصياى ايشان است از پيامبر به ارث برد .
4 . پيامبر در حديث فوق به على خبر مىدهد كه در بهشت ، در يك قصر هستند و اين نشانگر برترى وى از ديگر افراد امت است .
5 . پيامبر به على خبر مىدهد كه از اهل بهشت است و اين آيه ، در مورد ايشان نازل گشته .
از سوى ديگر ، روشن است كه نمىشود به كسى گفت كه تو بهشتى هستى مگر اينكه به عصمت او يقين داشته باشيم يا بدانيم كه او ملكهء پرهيز از گناهان را داراست . زيرا اگر چنين نباشد ، اين خبر دادن - حتى اگر آن شخص از آتش دوزخ در امان باشد و گناهان عمدى يا سهوىاش كوچك بوده ، توبه كرده باشد - نقض غرض خواهد بود .
زيرا غرض دورى از گناههاست . در حالى كه چنين خبرى موجب مىگردد كه آن شخص هيچ مانعى در برابر خود نبيند و نسبت به انجام محرمات ، بىباك گردد .
با توجه به اين توضيح معلوم مىشود حديثى را كه اين قوم مبنى بر مژده ده تن به بهشت ذكر مىكنند دروغ است ؛ زيرا امكان ندارد رسول خدا ( ص ) به كسى مژده بهشت بدهد كه فاقد ملكه اى است كه او را از شورش عليه امام زمان خود و كشتن افراد بىگناه و غصب اموال مردم باز دارد . بعلاوه ، راوى اين حديث از اهل سنت است و نزد ما در موضع اتهام قرار دارد . و از اين بالاتر ، راويان اين حديث ضعيف هستند و به همين خاطر ، بخارى و مسلم آن را روايت نكردهاند و بخارى - بنابر نقل ميزان الاعتدال در شرح حال عبد الله بن ظالم - مىگويد : اين حديث ، صحيح نيست . و عقيلى نيز - بنابر نقل ابن حجر در تهذيب التهذيب در شرح حال عبد الله بن ظالم - مىگويد : اين حديث صحيح نمىباشد . قرائن ديگرى نيز وجود دارد كه از دروغ بودن اين حديث حكايت دارد . مانند
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 194
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص١٩٤