پيشى گرفتن در عبادت و اطاعت نسبت به ديگران ، فرع بر فضيلت است و فضيلت مستلزم امامت مىباشد .
آيهء * ( « إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ »
مصنّف - قدّس سرّه - مىگويد :
سى و دوّم : آيهء شريفهء * ( « إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ » ) * ( 1 ) است . در مسند احمد بن حنبل روايت شده كه اين آيه در حق على نازل شد .
فضل مىگويد :
ما روايت صحيحى داريم كه امير المؤمنين ( ع ) پس از واقعه جنگ جمل مىفرمود :
اميدوارم كه من و طلحه و زبير همانطور باشيم كه خداى تعالى فرمود : * ( « وَنَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ » ) * . روايت به اين شكل صحيح است و بر فرض به آن نحوى كه وى نقل كرده صحيح باشد ، يكى از فضايل مسلَّم على است و دليلى بر امامت او محسوب نمىشود .
من مىگويم :
آنچه را كه ايشان صحيح مىدانند از نظر ما و هر عاقلى غلط است . زيرا در غير اين صورت ، تكليف و دين ، لغو و بيهوده خواهد بود . آيا امكان دارد كه كسى عليه امام زمان خود - كه پيامبر در حق او فرمود : جنگ على جنگ من است - دست به شورش بزند و بيت المال مسلمانان را به غارت برد و هزاران تن را به جان يكديگر بيندازد و تعداد بيشمارى را به كشتن دهد ، آن گاه خودش نيز در ميدان جنگ يا بيرون از ميدان كشته شود ، بدون آنكه تباهيهايى را كه ايجاد كرده اصلاح نموده باشد با اين وجود نزد خداى متعال در كنار آن امام و مصلح اعظم قرار بگيرد ؟ ! گمان نمىكنم هيچ انسان عاقلى به چنين چيزى رضايت دهد ! از اين گذشته حديثى كه مصنّف در اينجا نقل مىنمايد در منهاج الكرامه به طور مفصل ذكر كرده است . ابن جوزى نيز به نقل از احمد - در كتاب فضايل - آن را روايت كرده است و همين طور در
هامش
( 1 ) . حجر / 47 .