واجب است كه تو آگاه گردى » و ثعلبى اين روايت راى چنين نقل كرده است : « و بر خداست كه تو بشنوى و آگاه گردى » . در كنز العمال ( 1 ) از ابن عساكر روايت كرده است :
« بدرستى كه بر خداست كه تو آگاه گردى » آنگاه اين آيه نازل شد * ( « وَتَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ » ) * .
رسول خدا ( ص ) افزود : « گوشى كه حق خدا را ادا كرد . »
همچنين سيوطى از ابو نعيم در حلية الاولياء در حليهء على ( ع ) نقل مىكند كه فرمود :
رسول خدا ( ص ) فرمود : خدا به من فرمان داد تا تو را نزديك خويش گردانم و دور نسازم و به تو علم بياموزم تا آگاه گردى . اين آيه نازل شد : * ( « وَتَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ » ) * پيامبر فرمود : « تو گوش شنواى علم من هستى » .
در كنز العمال مانند اين حديث از ابو نعيم نيز روايت شده است . ( 2 ) شنوا بودن گوش على ( ع ) با شنوا بودن حسن و حسين ( ع ) منافات ندارد ، زيرا حسن و حسين از او هستند و او از حسن و حسين . يا اينكه بگوئيم : آن دو بزرگوار در مقام كسب علم از پدرشان ، گوش شنوا بودهاند و آن بزرگوار در مقام كسب علم از رسول اكرم ( ص ) گوش شنوا بوده است .
سورهء * ( « هَلْ أَتى »
مصنّف - اعلى اللَّه درجته - مىگويد :
هجدهم : سورهء * ( « هَلْ أَتى » ) * است . جمهور روايت كردهاند كه حسن و حسين ( ع ) بيمار بودند .
پيامبر اكرم ( ص ) و ديگر مسلمانان به عيادت آنها آمدند . على ( ع ) و مادر آنها حضرت فاطمه و فضّه خدمتكارشان نذر كردند در صورت بهبودى آنان سه روز روزه بگيرند . آن دو خوب شدند ، ولى خاندان رسول خدا ( ص ) هيچ غذايى براى خوردن در خانه نداشتند . امير المؤمنين ( ع ) سه پيمانه جو وام گرفت . فاطمه آن را آرد كرد و پنج قرص نان پخت كه به هر نفر يك نان مىرسيد . على ( ع ) پس از نماز مغرب به خانه آمد و غذاى آماده شده را براى افطار كردن در مقابل خود نهاد . در اين هنگام ، مسكينى آمد و از آنان
هامش
( 1 ) . ج 3 ، ص 398 .
( 2 ) . همان ، ص 408 .